أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

315

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

از عبادت و بندگى خداى تعالى گردن كشى كنند ايشان را عذاب كند عذابى دردمند و ايشان بدون خداى هيچ يارى و ياورى و پناهى نيابند كه در حمايت وى باشند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 174 تا 175 ] يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً ( 174 ) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً ( 175 ) اى مردمان بشما آمد از خداى برهانى و حجّتى يعنى رسول صاحب برهانى و صاحب معجزهء ، و با او كتابى فرستاديم بشما كه نورى روشن است در هدايت و بيان كنندهء لايح در دلالت ، آنگه وعده داد مؤمنان را و اهل طاعت را و گفت : امّا آنان كه بخداى ايمان آوردند و دست در فرمانهاى او زدند و عبادت او را دست آويز خود ساختند ايشان را زود بود كه در فضل و نعمت خود برد و ايشان را هدايت كند با خود يعنى با ثواب خود اندر بهشت براهى مستقيم و راست . و روا بود كه مراد الطافى باشد كه ايشان را بايمان و تصديق نزديك گرداند و ثابت دارد بر آن . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 176 ] يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالاً وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 176 ) جابر عبد الله الانصارى گفت كه : آيت در من آمد كه من بيمار بودم رسول خداى بعيادت من آمد و بنشست چون ساعتى برآمد پارهء آب بخواست و بر روى من ريخت من گفتم : يا رسول اللّه چه ميفرمائى كه با مال خود كنم كه مرا نه خواهرست و هيچ فرزند ندارم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ جواب نداد برخاست و بيرون رفت دگر نوبت باز آمد و گفت : اى جابر ترا ازين بيمارى مرگ نباشد و خداى در باب تو و خواهران تو آيت فرستاد و ميگويد : اى محمّد از تو مىپرسند و فتوى ميخواهند در باب كلاله ؛ بگوى كه خداى فتوى ميدهد شما را در كلاله و ميگويد كه : اگر مردى نماند و او را فرزندى نباشد نرينه و مادينه و او را خواهرى باشد از مادر و پدر يا از پدر تنها نيمهء مال او را باشد و باقى بنزديك اهل شيعه « 1 » هم با وى ردّ كنند و اگر

--> ( 1 ) - كذا صريحا در تمام نسخ باستثناى يك نسخه كه « اهل » ندارد و نظيرش در جاى ديگر اين تفسير نيز هست از آن جمله است ص 80 جلد چهارم .