أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

28

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

امّت من بر آن ظفر يابند آنگه ضربت سيّم بزدم و نور پيدا شد در آنجا كوشكهاى صنعاء يمن به من نمودند گفتى كه : خانه‌هاى سگانست جبرئيل مرا خبر داد كه امّت من بر آن ظاهر « 1 » بباشند مسلمانان شادمانه شدند به اين بشارت و وعدهء ظفر و گفتند : كه سپاس خدايرا كه ما را وعدهء نصرت داد ، منافقان گفتند : عجب نيست از اين كار . . . ! شما از خوف خندق ميكنيد و ازين شهر بيرون نميتوانيد شدن و اين چنين تمنّاهاى باطل ميكنيد . . . ! خداى تعالى اين آيت فرستاد « وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً » و اين آيت فرستاد از بهر حسم مادّهء تعجّب ايشان [ قُلِ اللَّهُمَّ ] ابو رجاء عطاردى گفت : اين ميم كه در آخر [ اللَّهُمَّ ] است جامع است هفتاد نام را كه اوّلش ميم است . در خبرست كه : خداى تعالى در بعضى كتب منزل گفته است كه : أنا ملك - الملوك و مالك الملك قلوب الملوك و نواصيهم بيدى ، من پادشاه پادشاهانم دلها و مويهاى پيشانى ايشان بدست منست اگر بندگان من طاعت من دارند پادشاهان را بر ايشان رحيم گردانم مشغول مباشيد بدشنام دادن و لعنت كردن پادشاهان ؛ با درگاه من آئيد و توبه كنيد تا دلهاى ايشان بر شما مهربان گردانم . معنى آيت اينست كه بگو اى محمّد كه : اى بار خداى مالك الملك و خداوند پادشاهى توئى كه ملك بدست قدرت تست بدانكس كه خواهى به دو دهى كلبى گفت : يعنى محمّد و اصحابش ، و دور كنى از آنكس كه تو خواهى يعنى روم و عجم و ساير امم . سدّى گفت : از جبّاران بستانى به بندگان مطيع خود دهى محمد ورّاق « 2 » گفت : ملك نفس و قهر هوى و غلبهء او چنان كه سليمان عليه السّلام را داد كه در خبر آمده است كه در مطبخ او هر روز چهل هزار گاو خرج شدى بيرون گوسفند و ديگر حيوانات ، و او از كسب دست خود به دو نان جوين قناعت كرده بود و جامه بر هم پيراستى و سر افكنده رفتى بخضوع و خشوع و در مسجد شدى بنگريدى تا كجا درويشى نشسته است پهلوى او بنشستى و گفتى : مسكين جالس مسكينا ؛ درويشى است با درويشى نشسته است .

--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « ظهر به و عليه غلبه » و در منتهى الارب گفته : « و ظهر به و عليه چيره گرديد بر وى » پس ظاهر در اينجا به اين معنى است . ( 2 ) - كذا فى النسخ و شايد صحيح محمود وراق باشد كه شاعرى معروف بوده است طالب دقت خودش بمقام تحقيق آن برآيد .