أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
25
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و بنهادند و گفتند : انصاف بدادى اى محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گفت : در ميان شما توراة كه بهتر داند ؟ - گفتند : مردى اعور است بفدك مىباشد او را ابن صوريا گويند ، كس فرستادند و او را بمدينه آوردند پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم توراة خواست و او بنشست و توراة ميخواند چون بآيهء رجم رسيد دست بر وى نهاد و بپوشيد و برنخواند عبد الله برخاست و دست او از آنجا برداشت و آن آيت برخواند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بدانستيد كه حكم آنست كه من كردم و توراة مطابق قول من است و در توراة چنين بود كه : مردى محصن و زن محصنه چون زنا كنند و بيّنه بر ايشان باستد ايشان را رجم بايد كردن ، و اگر زن آبستن بود رها كنند تا بار بنهد آنگه رجم كنند او را . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفرمود تا هر دو را رجم كردند و حق تعالى درين قضيّه اين آيت فرستاد و گفت : نمىنگرى و نمىبينى اى محمّد آنكسانى را كه ايشان را نصيبى دادهاند از كتاب توراة چون عبد الله صوريا و نعمان بن اوفى و عمرو بن الحارث ايشان را دعوت ميكنند و با كتاب خداى كه توراة است ميخوانند تا حكم كند ميان ايشان در رجم پس جماعتى از ايشان برميگردند و اعراض ميكنند پس از آنكه دانستند كه آن آيت در توراة است اينكه كردند و دليرى كه بنمودند بدان كردند كه ايشان گفتند و با خود تمنّا كردند كه آتش بما نرسد الّا روزهاى شمرده ، گفتهاند : چهل روز ايّام عبادت عجل خواستند ، حسن بصرى گفت : هفت روز خواستند و بفريفت ايشان را و مغرور گردانيد در دين ايشان آن افترا كه ايشان كردند و آن دروغ كه ايشان گفتند و آن آن بود كه گفتند : لن تمسّنا النّار الّا ايّاما معدودات ، و گفتهاند كه اين گفتند : نحن ابناء اللّه و أحبّاؤه ، پس چگونه باشد حال ايشان چون ما ايشانرا جمع كنيم براى روزى كه در آن روز هيچ شكّى نيست يعنى براى جزا دادن در آن روز كافر و مؤمن را و بر ايشان ظلم نكنند و حقّ ايشان باز نگيرند ، از ثواب و عقاب ايشان از آنچه مستحقّ باشند در زيارت نگردانند . عبد الله عباس گفت : اوّل رايت كه در آن روز بردارند رايت جهودان باشد ، حق تعالى ايشان را بر سر جمع رسوا گرداند آنگه بفرمايد تا ايشانرا بدوزخ برند .