أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
264
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ابو صالح از عبد اللّه عبّاس گفت كه : سبب نزول آيت آن بود كه چون خداى تعالى ذكر مجاهدان كرد و بيان درجات ايشان و ترغيب كرد ايشان را بر جهاد عبد اللّه بن ام مكتوم و عبد اللّه جحش بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و ايشان هر دو نابينا بودند گفتند : يا رسول اللّه خداى تعالى بندگان را جهاد فرمود و ترغيب كرد و احوال ما از بىديدگى اينست كه تو ميدانى و ما را آرزوى جهاد است ما را رخصتى هست كه جهاد نكنيم ؟ - اين آيت فرو آمد و استثنا كرد خداوندان ضرر را و ضرر در آيت « عمى » است نابينا را از اينجا ضرير « 1 » گويند ثابت از عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرد كه اين آيت در اوّل چنين آمد كه « لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ . . . وَ الْمُجاهِدُونَ » عبد اللهام مكتوم دعا كرد و گفت : اللّهمّ أنزل عذرى ، خداى تعالى [ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ ] فرستاد و بفرمود كه : بجاى خود بنه ، او پس از آن بغزا رفتى و گفتى : مرا راست بداريد در برابر دشمنان و رايت به من دهيد كه من بنگريزم و نتوانم گريختن ، معنى آيت اين است كه : يكسان و راست نيستاند مؤمنانى كه بنشينند و از جهاد تقاعد نمايند بىعذرى و منعى طلب رفاهيت و آسايش را با مؤمنانى كه ايشان بجان و مال جهاد كنند در راه خداى تعالى الّا آن كسانى كه ايشان را عذرى باشد از جهت بيمارى و رنجورى و نابينائى كه چون ايشان را ارادت جهاد باشد و خداى تعالى از دل ايشان داند ايشان را تفضيل ثواب مجاهدان و درجهء ايشان بدهد آنگه تفصيل اين فرمود و گفت كه : خداى تعالى آنان را كه جهاد كنند در راه خداى تعالى بنفس و مال ايشان را درجهء بنهاد و تفضيلى داد بر آن كسانى كه بنشينند و جهاد نكنند آنگه گفت كه : ايشان نيز بىنصيب نهاند ، هر يكى پايهء خود دارند [ وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى ] و خداى تعالى همه را وعدهء ثواب داده است و نيكوئى و خداى تعالى تفضيل داد جهاد كنندگان را بر نشستگان بثوابى و مزدى بزرگ و بدرجههائى و پايههائى عظيم و بزرگ و برحمتى از نزديك او و خداى تعالى آمرزنده و مهربان است در اوّل آيت تفضيل بيك درجه داد و در آخر بدرجات ؛ مراد به « درجه » علوّ منزلت است و ارتفاع قدر بر سبيل مدح ، و مراد به « درجات » بهشت است كه درجات بهشت متفاضل باشد بعضى بر بعضى به قدر استحقاق و سزاوارى .
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح اين عبارت نيز هست : « و ضرير فعيل است بمعنى مفعول » .