أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

261

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

دوزخ است لازم نيايد كه لابدّ بود كه اين جزا واقع آيد و چرا نشايد كه بعد الاستحقاق عفو خداى بدين متّصل گردد و غضب و لعنت براى استحقاق است ، روا بود كه عفوش دريابد و لازم نيست خلود را بر تأييد تفسير دادن كه خلود در كلام عرب عبارت است از طول مدّت گويند كه : خلّدت فلانا السّجن ، و همه عاقلان دانند كه نه سجن مخلّد باشد و نه مسجون ، و فلان مخلّد اذا كان بطيء الشّيب . و قوله تعالى « يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ » عاصم از ابن عبّاس روايت كرد كه او گفت كه : جزايش دوزخ بود ان شاء عذّبه و ان شاء غفر له ، و آن كس كه گفت : قاتل عمد را توبه نباشد قول او خارج اجماع است و اخبارى كه بدين وارد است از اخبار آحاد است آن را قبول نكنند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 94 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ( 94 ) بروايت ابو صالح از ابن عبّاس آيت در مرداس بن نهيك مرّى « 1 » آمد و او مسلمان بود و قوم او همه كافر بودند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سريّتى را بغزاى ايشان فرستاد چون خبر يافتند بگريختند و اين مرد مقام كرد براى آنكه مسلمان بود چون لشكر نزديك در آمدند انديشه كرد كه مبادا « 2 » كه لشكر پيغمبر نباشند گوسفندان را با شكسته كوهى « 3 » بر دو بر سر آن كوه شد

--> ( 1 ) - نسبت است به « مره » ( بتشديد راء ) چنان كه از اين عبارت ابو الفتوح در اين مورد بر ميآيد ( ج 2 چاپ اول ؛ س 28 ؛ س 25 ) : « كلبى روايت كرد از ابو صالح از عبد الله عباس كه : آيت در مردى آمد از بنى مره بن عوف بن سعد دينار نام مرداس بن نهيك و او از اهل فدك بود و مسلمان بود و از قوم او جز او مسلمان نبودند » . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « نبادا » و در تفسير ابو الفتوح : « نبايد » . ( 3 ) - كذا در تفسير ابو الفتوح ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 28 ؛ س 28 ) و در نسخهء قديمى : « با شكسته » و در نسخ ديگر : « بشكستهء » .