أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
262
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
چون لشكر فرو آمدند و آواز بتكبير برداشتند بدانست كه لشكر مسلمانانند فرو آمد و تكبير كرد و بر ايشان سلام كرد و گفت : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه ، اسامة بن زيد بن حارثه « 1 » قصد او كرد و او را بكشت و گوسفندش براند آنگه با نزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و او را خبر داد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و خشم گرفت بر اسامه و گفت : من دانم كه تو او را بطمع گوسفندان او كشتى و خداى تعالى اين آيت فرستاد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت برو خواند او گفت : يا رسول اللّه براى من استغفارى كن رسول گفت پس با « لا إله الّا اللّه » چكنم ؟ - تا چند بار اسامه از رسول استغفار خواست او گفت : فكيف أصنع بلا إله الّا اللّه ؟ - پس از آن رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى او استغفار كرد و او را فرمود كه بردهء آزاد كن و بروايت عكرمه از ابن عبّاس در مردى آمد از بنى سليم كه گوسفند داشت بجماعتى از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگذشت و بريشان سلام كرد گفتند : از بيم ما سلام كرد تا گوسفندان را حمايت كند و الّا مسلمان نيست او را بكشتند و گوسفندانش ببردند حسن بصرى گفت : مسلمانان بر جماعتى غزو كردند و ايشان را منهزم كردند در آن ميان مردى را بگرفتند او گفت : من مسلمانم و اظهار شهادتين كرد ازو قبول نكردند براى طمع متاعش و سلاحش ، او را بكشتند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كشندهء او را گفت : مردى را بكشتى كه ميگفت كه : من مسلمانم ؟ ! گفت : يا رسول اللّه او از ترس جان ميگفت ، رسول گفت : چرا دلش بنشكافتى تا بدانستى ، نميدانى كه مرا جز با زبان كار نيست ، بسى بر نيامد كه كشندهء آن مرد بمرد او را در پهلوى او دفن كردند زمين او را بر انداخت تا سه بار دفن كردند و برمىانداخت پاى او بر گرفتند و او را در شعبى از شعاب كوه انداختند و خداى تعالى در حقّ ايشان اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان چون در زمين رويد و سياحت كنيد اگر مجاهد باشيد و اگر مسافر درنگ كنيد و آهسته باشيد و در كارها تعجيل مكنيد ثبات و سكون بجاى آريد و انديشه كنيد و مگوئيد آنان را كه بر شما سلام كنند و گويند كه : ما مسلمانيم ، كه : شما مسلمان نيستيد از آنكه سلام تحيّت اهل اسلام و نشان مسلمانى است و مگوئيد آنان را كه بر شما سلام كنند كه : شما مسلمان نيستيد ، كه غرض شما درين كه
--> ( 1 ) - در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « اسامة بن زيد بن حارثة الكلبى ابو محمد و ابو زيد الامير حب رسول اللّه و ابن حبه و ابن حاضنتهام ايمن ( تا آخر ترجمه ) » .