أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

254

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ] بدرستى كه خداى تعالى بر همه چيزى بسنده است و شمار كننده و نگاه دارنده خداى است آنخدائى كه هيچ خداى نيست الّا او ، شما را جمع كند و حشر كند براى روزى كه در آن روز هيچ شكّى نيست و آن روز قيامت است كه مردمان از گورها بر خيزند و پيش خداى تعالى باستند و آن خواهد بود و بباشد و سخن خداى راست بود و كيست كه او از خداى راستگوىتر است يعنى هيچكس از خداى راستگوىتر نيست براى آنكه بر او كذب روا نيست از آنجا كه او عالم است بقبح آن و مستغنى است از آن و آنكس كه عالم باشد بقبح قبيح و ازو مستغنى بود قبيح نكند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 88 ] فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ( 88 ) خداى تعالى خطاب مىكند با مؤمنان صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ميگويد كه : چيست شما را كه در منافقان دو گروه شده‌ايد و خداى ايشان را باز گردانيد با احكام اهل شرك از آنكه خونشان و مالشان و سبى زنان و فرزندان ايشان حلال گردانيد بدانچه ايشان كردند يا هلاك كرد ايشان را بگناه ايشان و ايشان آن منافقان بودند كه روز احد باز پس استادند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و با مدينه شدند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را ملامت كرد جواب اين دادند كه لو نعلم قتالا لاتّبعناكم ، اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ايشان به دو فرقه شدند قومى گفتند كه : كافران‌اند و قومى گفتند : نه‌اند ، عبد اللّه عبّاس و قتاده گفتند : آيت در دو مرد آمد كه اظهار اسلام كردند در مكّه و هجرت نكردند جماعتى از اصحاب در راهى بر ايشان افتادند گروهى گفتند كه : خون اينان حلال است و گروهى گفتند كه : نيست ، حقّ تعالى اين آيت فرستاد . ابن زيد گفت : در منافقان اهل افك آمد كه دروغ بر عايشه نهادند ، عبد اللّه أبىّ سلول بود و اصحابش ، آنگه خداى تعالى فرمود [ أَ تُرِيدُونَ ] آيا ميخواهيد شما كه راه نمائيد آنان را كه خداى ايشان را اضلال كرده باشد يعنى ضالّشان خوانده باشد و نام بنهاده يا خود گمراهشان يافته باشد يا بر سبيل عقوبت خذلان كرده بود ايشان را يا از راه بهشت بگردانيده . و مجبّره را بقوله [ أَرْكَسَهُمْ ] تمسّكى نيست از بهر آنكه گفت : اين با ايشان باستحقاق رفت و بجزاى كسب ايشان بر سبيل عقوبت آنگه گفت : و هر كه خداى تعالى او