أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
243
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و ولد خود دوستر ندارد و اگرچه سبب نزول آيت اين است جملهء مؤمنان كه بدين صفت موصوف باشند در تحت اين آيت داخلاند ميگويد كه : هر كه خداى را طاعت دارد و رسول را فرمان برد او فرداى قيامت با آنكسانى باشد كه خداى تعالى بر ايشان نعمت كرده است از پيغمبران و صدّيقان و راستگويان و شهيدان و صالحان يعنى با آنان باشد كه تحمّل أعباء نبوّت كرده باشند و زبان را جز بگفتار راست نگردانيده باشند و در راه خداى شهيد گشته باشند و شهيد را از براى آن شهيد گويند كه : قام بشهادة الحقّ حتّى قتل ، و گفتهاند : از بهر آنكه فرشتگان بقتل و وفات « 1 » او حاضر باشند ، آنگه گفت : [ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ] و چه نيكو يارانىاند ايشان و در تفسير اهل البيت از محمّد بن علىّ الباقر عليه السّلام روايت است كه مراد بپيغمبران محمّد مصطفى است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بصدّيقان علىّ بن أبي طالب است عليه السّلام و بشهيدان حسن و حسيناند و بصالحان هشت تن از فرزندان حسين زين العابدين تا بحسن عسكرى [ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ] مهدى امّت است . در خبرست كه : يكروز أبو ذرّ غفارى از رسول حديثى روايت ميكرد قومى او را باور نميداشتند گفتند : أبو ذرّ دروغ ميگويد ، او دلتنگ شد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از در در آمد او شكايت كرد از ايشان با رسول و گفت : يا رسول اللّه اين خبر نگفتهء ؟ - گفت : بلى ، آنگه گفت : ما أظلّت الخضراء و لا أقلّت الغبراء أصدق لهجة من ابى ذرّ ، آسمان سايه نيفكند و زمين بر نداشت كسى را راست گوىتر از أبو ذرّ ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين ميگفت باز نگريست امير المؤمنين عليه السّلام از در در آمد گفت : الّا هذا الرّجل المقبل فانّه الصدّيق الاكبر و الفاروق الاعظم ؛ جز ازين مرد كه روى بما دارد كه او صدّيق اكبر است و فاروق اعظم است ، آنگه حق تعالى گفت : [ ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ ] اين از خداى تعالى فضلى و نعمتى است [ ذلك ] اشارت با ثواب است و گفتهاند : اشارت است بلطف و هدايت كه عند آن افعالى كنند از طاعت خداى و رسول كه مستحقّ آن شوند و خداى تعالى بس است داناى باحوال ايشان كه اين كنند يا نكنند و اين پايه يابند يا نيابند .
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى و نسخهء معتبر ديگر : « بقتل وفات » و در تفسير ابو الفتوح : « بقتل او و وفات او » .