أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
240
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بواجبى از تو فرا گرفتيم خداى تعالى فرمود [ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً ] اى رسول خداى بر خويشتن ظلم كردهام آمدهام تا براى من استغفار كنى از گور آواز آمد كه قد غفر لك ، بيامرزيدند ترا اى گويندهء اين حديث . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 65 تا 68 ] فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ( 65 ) وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً ( 66 ) وَ إِذاً لَآتَيْناهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْراً عَظِيماً ( 67 ) وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً ( 68 ) بعضى مفسّران گفتند كه : آيت در زبير آمد و خصم او ثعلبة بن حاطب و گفتهاند كه : حاطب بن ابى بلتعه و آن آن بود كه ايشان پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند در آبى كه از رود مىآمد و زمين زبير بر بالاى زمين آن مرد بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زبير را گفت بر طريق مسامحت كه : اى زبير تو زرع خود را آب ده و آنگه آب به او رها كن ، مرد را اين خوش نيامد گفت : ان كان بن عمّتك قلت هذا ، اين براى آن گفتى كه او پسر عمّهء تو است ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون بشنيد رنگ روى او بگرديد زبير را گفت : اى زبير آنچه حقّ تو است از آب تمام بستان و زرع خود را تا به ديوار آب بدار كه اين حقّ تو است چون حقّ خود تمام آب گرفته باشى آب رها كن و اين حكم شرعى بود بحقّ ، ايشان از پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيامدند بمقداد بگذشتند مقداد گفت : يا ابا بلتعه حكم كه را بود ؟ - گفت : قضى لابن عمّته علىّ براى پسر عمّتش حكم كرد و لب را بربيخت بر طريق استهزا تا جهودى نشسته بود چون آن بديد گفت : عجبا لهولاء ؟ ! اينان ميگويند كه : ما گواهى ميدهيم كه اين مرد رسول خداست آنگه او را متّهم ميدارند در حكمى كه مىكند ، بخدائى خداى كه ما در عهد موسى گناهى كرديم آمديم تا توبه كنيم موسى ما را گفت : توبهء شما آنست كه يكديگر را بكشيد ، ما تيغ بر كشيديم و در يكديگر نهاديم تا هفتاد هزار مرد كشته شدند در طاعت خداى تا خداى از ما راضى شد ثابت بن قيس بن شمّاس « 1 » حاضر بود گفت : و اللّه كه اگر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمايد كه : خود را بكش ؛ هيچ توقّف نكنيم و خداى تعالى از من داند كه راست ميگويم خداى تعالى اين دو آيت
--> ( 1 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « ثابت بن قيس بن شماس الانصارى الخزرجى الخطيب من كبار الصحابة ( تا آخر آنچه گفته ) » .