أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

218

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گواهى را بياريم يعنى پيغمبران ايشان را و ترا بياريم تا گواهى دهى بريشان ، استفهام است بر سبيل تعجّب و تهويل كار يعنى چگونه كنند و چه مدفع سازند و چه عذر آرند چون حال چنين باشد كه ايشان را هيچ عذر نباشد عبد اللّه مسعود گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا گفت : از قرآن چيزى بر خوان ، من سورة النّساء آغاز كردم چون برين آيت رسيدم بگريست و گفت : با سر گير ، با سر گرفتم چون به اين آيت رسيدم بگريست بيش از آنكه اوّل گريسته بود آنگه گفت : حسبى ، بس است مرا آنچه خواندى [ يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ] آن روز كه چنين باشد آرزو خواهند و تمنّا كنند كافران و آنان كه در پيغمبر عاصى شده باشند كه زمين را بايشان راست گردانند ابو عبيده گفت كه : دوست داشتندى كه زمين باز شدى و ايشان به زمين فرو شدندى و با زمين راست گشتندى كلبى گفت : چون خداى تعالى انتصاف كند از ميان بهائم و سباع و طيور ؛ ايشان را گويد : كنّ ترابا ، در حال همه خاك شوند عند آن كافران تمنّاى حال ايشان كنند كه كاشكى ايشان نيز خاك شدندى و مردم بر سر ايشان ميرفتندى و كاشكى نعت و صفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز نپوشنيدندى بعضى ديگر گفتند كه اين كلامى مستأنف است معنى اينست كه ايشان چيزى از خداى پنهان نتوانند كرد از آنكه هيچ چيز برو پوشيده نشود و دانند كه اعضا و جوارح ايشان بر ايشان گواهى دهد . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 43 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً ( 43 ) خداى تعالى نهى كرد مردمان را از آنكه نماز كنند در حال مستى ؛ بعضى مفسّران گفتند : در بدايت اسلام خمر حرام نبود خمر خوردندى و مست شدندى و نماز كردندى خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفته‌اند كه : آيت اگرچه در ظاهر نهى است از نماز ؛ در معنى نهى است از شرب خمر كه عند آن مست شود و نماز ازو درست نيايد « 1 » پس گوئى چنانست كه ميگويد :

--> ( 1 ) - اين تعبير عين عبارت ابو الفتوح ( ره ) است بصيغهء مفرد در هر دو فعل « مست شود » و « درست نيايد » ( رج : جلد 2 چاپ اول ؛ ص 769 ، س 19 ) و از ملاحظهء امثال اين موارد كه در سراسر اين تفسير بطور وفور ديده مىشود به خوبى برميآيد كه مصنف ( ره ) تا ميتوانسته و تلخيص مطالب حفظ صورت عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) ميكرده است و ميل نداشته است كه اين مقدار تغيير را نيز در كلام او روا دارد چنان كه در مقدمهء كتاب بطور مبسوط اشارت كرديم .