أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

219

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

« لا تشربوا الخمر فتسكروا فيمنعكم من الصلاة » چنان كه در جاى ديگر گفت كه : « يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ » و معنى آيت اينست كه اى آنكسانى كه ايمان آورده‌ايد به نماز كردن نزديك مشويد چون شما مست باشيد تا آنگه كه بدانيد كه چه ميگوئيد و نه آنكه جنب باشيد تا كه خود را بشوئيد و غسل كنيد الّا وقتى كه رهگذرى باشيد سعيد جبير و عبد اللّه عبّاس گفتند كه : مراد مسافر است يعنى الّا كه مسافر باشيد كه آنگه روا باشد نماز كردن بتيمّم . بعضى ديگر گفتند : مراد مواضع نماز است از مساجد و حذف كرد براى دلالت كلام بر او ، و اين قول سعيد بن المسيّب است و ابن يسار و حسن و عكرمه و جماعتى ديگر از مفسّران . روايتى است از محمّد باقر عليه السّلام و كه ليث روايت كرد از زيد بن أبى حبيب كه جماعتى انصار را درهاى سراى در مسجد بود چون جنب شدندى راهى ديگر نبود ايشان را خداى تعالى رخصت داد كه برهگذرند در مسجد بگذرند و اين در بدايت اسلام بود پيش از آنكه سدّ ابواب كردند و درها كه در مسجد بود بر آوردند مگر در حجرهء امير المؤمنين و فاطمه عليها السلام . و امّ سلمه روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : الا انّ مسجدى حرام على كلّ حائض من النّساء او جنب من الرّجال الّا على محمّد و اهل بيته علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين . و اين روايت نيكوتر است از اوّل براى آنكه در اينجا هم بيان حكم مسجد است و هم بيان آنكه نماز چگونه كنند چون آب نيابند . آنگه گفت : و اگر شما رنجور باشيد و مراد بدين بيمارى است كه او را آبلهء باشد يا جراحتى يا ريشى و اين مذهب جملهء فقهاست مگر حسن بصرى كه او گفت : تيمّم روا نباشد او را جابر بن عبد اللّه انصارى گفت كه : با جماعتى در سفر بوديم مردى را سنگى بر سر آمد و سرش بشكست ، در شب او را احتلام افتاد بر دگر روز رجوع كرد با قوم گفت : مرا هيچ رخصت مىيابيد ؟ - گفتند : نه ؛ آب هست ترا غسل مىبايد كردن ، مرد غسل كرد و آب بر سر ريخت و بمرد چون باز آمديم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بگفتيم دلتنگ شد گفت : قتلوه قتلهم اللّه ، مرد را بكشتند كه خداى بكشاد ايشان را ، چرا نپرسيدند چون ندانستند ؟ ! كه شفاى فرو ماندگان سؤال است ؛ اگر بيمار باشيد يا بر سفر باشيد اگر دور بود و اگر نزديك ، چون آب نيابيد با طلب ، تيمّم بايد كردن ، و همچنين اگر يكى را از شما حدثى آيد يا با زنان مقاربت و ملامست كرده باشيد ابن عبّاس و حسن بصرى و مجاهد و قتاده گفتند كه : مراد بلمس جماع است و آب نيابيد تيمّم