أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
217
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بياريد آنگه گويد كه آن را كه وزن نيم دينارى بوده است بياريد تا به آن جا رسد كه گويد : هر كس را مثقال ذرّهء در دل ايمان بوده است بياريد آنگه ابو سعيد گفت : هر كس كه اين حديث را تصديق نكند گو اين آيت بر خوان كه [ إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ ] گويند : بار خدايا ما پذيرفتيم و هر كه را شناختيم بياورديم و كس نماند آنجا كه درو خيرى بوده است حقّ تعالى گويد كه : پيغمبران شفاعت كردند و فرشتگان و ائمّه شفاعت كردند شفاعت ايشان برسيد و رحمت من كه ارحم الرّاحمينام بماند ؟ ! بفرمايد تا يك دو قبضه از آتش دوزخ برگيرند و در آنجا جماعتى باشند سوخته شده و انگشت گشته بفرمايد تا ايشان را بيارند بآبى كه آن را ماء الحيوان خوانند از آن آب بر ايشان ريزند ايشان برويند چنان كه دانه در سنبل ؛ از پوست بيرون آيند چنان كه دانهء مرواريد ، بر روى ايشان نوشته باشد كه عتقاء اللّه آزاد كردگان خداى اند بفرمايد تا ايشان را با بهشت برند و گويند كه : هر چه شما را آرزوست بخواهيد ، گويند : بار خدايا با كس اين كرامت نكردى كه با ما كردى بهتر از اين چه باشد ؟ - گويد كه : بهتر از اين رضاى من از شما رضائى كه پس از آن هرگز بر شما خشم نگيرم [ وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ ] و بدهد از نزديك خود مزدى عظيم يعنى ثواب اعمال او به او رساند ابو عثمان النهدى گفت كه : از ابو هريره روايت كردهاند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : خداى تعالى بندهء مؤمن را بيك حسنه هزار حسنه بدهد مرا عجب آمد چون بوى رسيدم وى را از اين خبر دادم گفت : من نه چنين گفتم گفتم : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : و من از وى شنيدم كه خداى تعالى بندهء مؤمن را بر يك حسنهء دو هزار حسنه بدهد و اگر باور ندارى اين آيت بر خوان [ إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ] بنگر كه خداى تعالى آن را كه عظيم خواند چه باشد آن كه داند مگر او . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 41 تا 42 ] فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً ( 41 ) يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً ( 42 ) حقّ تعالى چون ذكر وعد كرد در عقب آن ذكر وعيد مىكند تا مكلّفان را بهر دو طريق تحريص كرده باشد بر فعل طاعات و اجتناب مقبّحات كه گفت : چگونه باشد ما از هر امّتى