أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

216

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى را : ترا چه زيان باشد اگر ما را رها كنى تا ايمان آوريم ومنع نكنى و قدرت موجبه كفر نيافرينى و قدرت ايمان نستانى و مهراز گوش و چشم ما بردارى درما جاى تعجب نيست تعجب در تواست كه آن ميكنى و اين ميگوئى . ! حجت كافر را باشد بر خداى تعالى و خداى را هيچ حجت نباشد تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا ، آنكه از بهر تهديد ووعيد گفت كه : خداى بايشان واحوال ايشان عالم است اينجا تهديد مىكند وآنجا عذاب مى بجارد 1 بر مذهب مجبره اينجا ظالم باشد و آنجا متعدى نعوذبالله من هذه الجهالة ، آنگه حق سبحانه و تعالى بناواساس عدل ممهد گردانيد و گفتار مجبره را برايشان رد كرد و گت : [ إن الله لايظلم مثقال ذرة ] خداى تعالى بر كسى ظلم نكند مثقال ذرة و اين آنست كه درخاطر تو كمتر ازين درنيايد عبدالله عباس را پرسيدند از [ ذره ] ، پارهء خاك خردبدست گرفت و بريخت آنگه دست بيفشاند تا گردى رقيق از دست او جدا شد گفت : هر جزوى ازين ذره است و گفته اند " ذرة " هر جزوى از اجزاى هوا باشد كه چون آفتاب در سوراخى افتد بتوان ديد و مراد ازين نفى ظلم است از دات خويش چنان كه گفت " إن الله لايظلم الناس شيئا و حقيقت " ظلم " ضررى باشد محض كه بغيرى رسانند براى نفعى يا دفع مضرتى پس اين بر خداى روا نبود از آن نكه او مستبغنى است وعالم است بقبح ظلم [ وان تك حسنة ] و اگر چند مثقال ذرة حسنه باشد آن را مضاعف گرداند يكى را بده وهفتصد ابوسعيد خدرى از رسول صلى الله عليه وآله و سلم روايت كرد كه گفت : روز قيامت چون مؤمنان را از دوزخ بگذرانند و ايمن شوند مؤمنان با خداى تعالى مجادلت كنند در حق مؤمنانى كه در دوزخ باشند گويند : بار خدايا برادران ما اند ، با ما بيك قبله نماز كرده اند و روزه داشته اند و حج كرده اند واكنون دردوزخ گرفتار شده اند اگر رحمت كنى و كرم فرمائى ما شفاعت كنيم ؟ - حق تعالى گويد : برويد و هركس را كه شناسيد ازدوزخ بياريد ايشان بيايند جماعتى را ببينند ايشان را به صورت باز شناسند بهرى را از ايشان آتش گرفته باشد تا نيمهء ساق وبهرى را تا كعب ، ايشان را از دوزخ بيرون آرند آنگه حق تعالى گويد : برويد هر كه را در دل وزن دنيارى ايمان بوده است

--> ( 1 ) - " مى بجارد " كه نص عبارت نسخ و تفسير ابوالفتوح است يعنى آماده مىكند .