أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
215
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
أن يرى عليه ، چون خداى تعالى بر بندهء نعمت كند دوست دارد كه آن نعمت بر آن بنده بيند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 38 تا 40 ] وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً ( 38 ) وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً ( 39 ) إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ( 40 ) حقّ تعالى هم صفت آنان مىكند كه ذكر ايشان رفت ميگويد كه : ايشان آنانند كه ندهند و اگر بدهند بريا و چشم ديدار « 1 » مردمان دهند سدّى گفت كه : اينان منافقانند و گفتهاند كه : مشركانند كه مال در عداوت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرج ميكردند اگر منافقانند چنين گفتند كه : « لا تنفقوا على من عند رسول اللّه حتّى ينفضّوا » بخيلى ميكردند و ببخل ميفرمودند ميگفتند كه : چيزى باصحاب محمّد مدهيد تا بىبرگ شوند و از نزديك محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پراكنده گردند و اگر چيزى دادندى بريا دادندى چنان كه در اين آيت ذكر كرد و گفت كه : مالهاى خود را نفقه ميكنند برياء مردمان و ايمان نمىآورند بخداى و بروز بازپسين با آنكه مرائىاند هم كافراند ، ديو قرين و همنشين و يار ايشان است ، كسى كه ديو قرين او باشد بد قرينى باشد او را ديو ، چنان كه امروز قرين ديواند فردا حقّ سبحانه و تعالى هر يكى را بسلسلهء با ديوى بندد تا چنان كه در دنيا در طاعت ديو بودند در آخرت قرين ديو باشند و اين تمنّا ميكنند كه : يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين ، آنگه بر سبيل تعجّب و تعجيب « 2 » ميگويد كه : [ وَ ما ذا عَلَيْهِمْ ] چه آيد بر ايشان و ايشان را چه زيان دارد يعنى اين مشركان و جهودان و منافقان را اگر بخداى و بروز قيامت ايمان آرند و از آنچه خداى تعالى ايشان را داده است نفقه كنند ، ازين واضحتر دليلى نتواند بودن بر فساد مذهب مجبّره از آنكه ايشان را بود كه چون خداى تعالى گويد كه : شما را چه زيان دارد اگر ايمان آوريد ؟ - ايشان گويند
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ج 1 چاپ اول ص 765 ) : « بر يادهند به چشم ديدهء ايشان » . ( 2 ) - نص عبارت تفسير ابو الفتوح اينست : ( ج 1 ص 766 س 2 ) « ما استفهام راست و معنى تقريع و ملامت مورد او تعجب و تعجيب است » .