أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
214
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ وَ ابْنِ السَّبِيلِ ] و با راهگذرى غريب اگرچه در شهر خود نعمتى داشته بود با او احسان كنيد و با بردگان خود نيكوئى كنيد أبو ذر غفارى گفت : رسول خداى غلامى به من داد و مرا گفت : او را نيكو دار و از آن طعامش ده كه تو خورى و از آنش پوشان كه تو پوشى أبو ذر گفت : من خود يك پيرهن داشتم به دو نيمه كردم و يك نيمه درو پوشانيدم چون از بهر نماز به مسجد شدم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : پيرهن را چه كردى ؟ - گفتم : يا رسول اللّه مرا گفتى غلام را نيكو دار و از آنش ده كه تو خورى و از آنش پوشان كه تو پوشى و من همين يك پيرهن داشتم نيمه پيراهن او كردم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : نيكو دارش ، بيامدم و آزادش كردم پس رسول مرا پرسيد كه غلام را چه كردى ؟ - گفتم : آزادش كردم گفت : آجرك اللّه خدايت مزد دهاد امير المؤمنين گفت : آخرين سخن رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين بود : الصّلوة و ما ملكت ايمانكم ، نماز بپاى داريد و زير دستان را نيكو داريد و تكبّر مكنيد كه خداى تعالى دوست ندارد آن را كه تكبّر كند بر همسايهء درويش و خويشان درويش [ مختال ] از « خيلاء » است آنكس كه در حقّ خود چيزى پندارد كه درو نباشد او را مختال و متكبّر خوانند و [ فخور ] بسيار فخر بود آنگه گفت : [ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ ] و آنكسانى كه بخيلى ميكنند و مردمان را ببخيلى ميفرمايند و آنچه حقّ تعالى بديشان داده است از فضل و نعمت خود باز ميپوشند ايشان ظالمان و ناجوانمردانند و ما بساختهايم و بنهاده از بهر ظالمان و كافران عذابى خوار كننده و با مذلّت و مهانت و استخفاف بعضى گفتهاند كه : مراد جهودانند كه صفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پنهان كردند و بخل كردند به اين علم و خبر بر مردمان . سعيد جبير گفت : آيت در مردمانى آمد كه بعلم بخل كنند و از طالبان علم پنهان دارند ابن عبّاس گفت : در اسامه بنت حبيب و بحر بن عمرو و رفاعة بن زيد آمد كه بنزديك جماعتى انصاريان آمدند و ايشان را گفتند كه : اين مال خرج مكنيد بر محمّد و اصحابش كه پس درويش شويد خداى تعالى در حقّ ايشان اين آيت فرستاد كه خود بخيل بودند و مردمان را ببخل فرمودند و آنچه خداى تعالى در حقّ ايشان كرده بود از مال و نعمت باز پوشيدند روزى عمران حصين بيرون آمد جامهء از خزّ پوشيده كه پيش از آن نداشت و ديگر پس از آن نپوشيد ازو پرسيدند اين حالت را ؟ - گفت : خواستم تا قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كار بندم كه گفت : اذا أنعم اللّه على عبده نعمة أحبّ