أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
213
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
را چيزى باشد و كفايتش نبود مردى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : يا رسول اللّه دلم سخت شده است گفت : مسكينان را طعام ده و دست بسر يتيمان فرو آر و طعامشان ده و با همسايهء كه خويشاوند بود و با همسايهء كه بيگانه بود و با رفيقى و يارى كه در سفر در پهلوى تو بود يعنى با تو بود نيكوئى كنيد نوف البكالى گفت : [ الْجارِ الْجُنُبِ ] همسايهء كافر است بعضى گفتند : [ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ ] همسايهء است كه سرايش پهلوى سراى تو بود و گفتهاند كه : آنكس است كه ملازم تو بود پهلوى تو نشيند و طمع خير تو دارد ابن عبّاس گفت : من شرم دارم كه مردى سه بار پاى بر بساط من نهد و از من برو اثرى نباشد . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : مؤمن نباشد آنكس كه همسايه از شرّ او ايمن نباشد و هر آن كس كه او را در سراى بسته بايد داشتن كه ايمن نبود از همسايه بر اهل و مالش همسايهء او مؤمن نباشد گفتند : يا رسول اللّه حقّ همسايه بر همسايه چيست ؟ - گفت : آنكه اگرت بخواند اجابت كنى ، و اگر درويش شود دستش گيرى ، و اگر قرض خواهد بدهى ، و اگر خيرى به دو رسد تهنيت گوئى ، و اگر مصيبتى رسدش تعزيتش دهى ، و اگر بميرد بجنازهاش حاضر آئى و ديوار بالاى ديوار سراى او بر نيارى تا باد ازو منع كند ، و او را نرنجانى بمطبوخاتى كه ترا بود الّا كه او را نصيب كنى تا هر چه خورى موجب صحّت و سلامت تو و فرزندان تو باشد ، و اگر بيمار شود بعيادت او شوى ، و اگر ميوه خورى او را از آن نصيب كنى و اگر نكنى پنهان دارى ازو و رها مكنى تا كودكان تو چيزى بدر برند و كودكان او بينند كه پس ايشان را آرزو آيد ، آنگه گفت : همسايگان سهاند يكى سه حقّ دارد و يكى دو حقّ دارد و يكى يك حقّ دارد آنكه سه حقّ دارد همسايهء باشد مسلمان و خويشاوند ، حقّ همسايگى دارد و حقّ اسلام و حقّ خويشى ، و آنكه دو حقّ دارد همسايهء مسلمان باشد ، حقّ اسلام و حقّ همسايگى ، و آنكه يك حقّ دارد همسايهء مشرك بود حقّ همسايگى . انس مالك روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت : من آذى جاره فقد آذانى ؛ هر كه همسايهء خود را برنجاند مرا رنجانيده بود ؛ و هر كه مرا برنجاند خداى را آزرده بود ، و هر كه با همسايه كارزار كند با من كارزار كرده بود و هر كه با من كارزار كند با خداى كارزار كرده بود ، و هميشه برادر من جبرئيل مرا وصيّت كرد در حقّ همسايه تا گمان بردم كه از من ميراث به او رسد آنگه گفت :