أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

19

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

صادق عليه السّلام آمد و گفت : يا بن رسول اللّه ، انّك لاحد النّجوم الزواهر * و آباؤك كانوا بدورا بواهر گفت : تو يكى از جملهء ستارگان تابانى و پدران تو هر يكى ماه تابنده بودند و چون ذكر علما كنند انگشت كهتر به تو مهتر بجنبانند اى درياى موج زننده ما را خبر ده كه دليل بر حدوث عالم چيست ؟ - صادق عليه السّلام خايه مرغى بخواست و بر دست نهاد و گفت : هذا حصن ملموم داخله غرقى « 1 » رقيق لطيف به كالفضّة السائلة و الذهبة المائعة ثمّ انّها تنفلق عن صورة كالطّاوس أداخله شيء غير ما عرفت ؟ - فقال : لا ، قال : هذا هو الدّليل على حدوث العالم ، اين حصنى است مصهرجه در اندرون او پوستكيست تنك ، در اندرون او ميگردد چيزى چون نقرهء روان و زر گداخته پس شكافته مىشود از صورتى چون طاوس ، چيزى ديگر درو شد جز از آنكه تو ميدانى ؟ - گفت : نه ، گفت : اين دليل است بر حدوث عالم ، گفت : يابن رسول اللّه نيكو گفتى و دانستى كه ما نپذيريم الّا آنچه به چشم ببينيم و به گوش بشنويم و به دهان بچشيم و بدست ببسائيم ، صادق عليه السّلام گفت : اين حواسّ پنج است و اين هيچ سود ندارد بىدليل عقل . گفت : خداى گواهى ميدهد كه جز او خداى نيست و فرشتگان و مؤمنان ، و گواهى مؤمنان و فرشتگان اقرار باشد ؛ بيانش : قالوا : شهدنا على أنفسنا أى أقررنا ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيامد و دعوى كرد كه من فرستادهء اوام او را همتا و انباز نيست ، گفتند : گواه تو كيست در آنكه تو فرستادهء اوئى ؟ - گفت : بار خدايا اين كافران از من گواهى ميخواهند گفت : من گواه توام « قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ » ، گفتند : بيك گواه كاربر نيامد ، گفت : گواهى ديگر با من گواهى ميدهد كه علم كتاب بنزديك اوست « وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ » و آن پسر بوطالبست ، مخالفان گفتند : جهودان‌اند موافقان گفتند كه : آنست كه جهودان از زخم تيغ او در دايرهء اسلام آمدند و بعضى مذلّت جزيه بر گردن خود نهادند و قبول كردند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفتند : گواه تو خداست ما خدا را نشناسيم و گواهى پسر عمّت نپذيريم كه او از تو است ، گفت : هر چه انگشت بر آن نهيد گواه منست بر صدق دعوى من .

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « غرقئ كز برج پوست تنك چسبيده بسپيدى خايه مرغ يا سپيدى آن كه بخورند آن را » .