أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

20

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

راوى خبر گويد كه با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم در بعضى راهها اعرابى پيش ما برافتاد رسول گفت : از كدام قبيلهء تو ؟ - گفت : از فلان ، گفت : كجا ميروى ؟ - گفت : با قبيلهء خود ، گفت : رغبت كنى در خيرى كه در مصاحبت تو باشد تا با قبيلهء تو ؟ - گفت : چيست آن ؟ - گفت : تشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّى رسول اللّه ، گواهى دهى كه خداى يكيست و من رسول اوام ، اعرابى گفت : و من يشهد لك على هذا ؟ - كه گواهى دهد ترا بر اين ؟ - رسول نگاه كرد درخت ثمرهء عادى بر كنار بيابان خشك گشته ديد گفت : آن درخت را پيش من خوان بگو كه : رسول خداى ترا ميخواند ، اعرابى برفت و گفت : ايّتها الشّجرة أجيبى رسول اللّه ، اجابت كن رسول خداى را ، درخت بر خويشتن بجنبيد و عروق خود را از زمين بركند و زمين ميشكافت و مىآمد تا پيش رسول آمد و باستاد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بم تشهدين أيّتها الشّجرة ، بچه گواهى ميدهى اى درخت ؟ - گفت : أشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّك رسول اللّه ، گواهى مىدهم كه خداى يكى است و تو رسول اوئى ، اعرابى گفت : درخت ترا گواهى ميدهد من اولى ترم كه گواهى دهم ؛ أشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّك رسول اللّه . [ وَ أُولُوا الْعِلْمِ ] و خداوندان علم گواهى ميدهند بر وحدانيّت خداى تعالى ، بعضى مفسّران گفتند : پيغمبرانند . ابن كيسان گفت : صحابهء رسول‌اند از مهاجر و انصار . مقاتل گفت : اهل كتابند آنان كه ايمان آوردند چون عبد الله سلام . در تفسير اهل البيت است كه امير المؤمنين على است ؛ بيانش : و من عنده علم الكتاب ، اگر علماء اسلام گوئى او مقدّم ايشانست ، و اگر اهل البيت گوئى او مقدّم و پيشواى ايشانست ، و اگر احبار اهل كتاب گوئى ، او بكتاب ايشان از ايشان عالمتر است ، پس آيت را برو حمل كردن اولىتر بود . گفت : و اللّه لو ثنّيت لى الوسادة و جلست عليها الحكمت بين أهل التوراة بتوراتهم ، و بين اهل الانجيل بانجيلهم ، و بين أهل الزبور بزبورهم ، و بين أهل القرآن بقرآنهم حتّى يزهو كلّ كتاب من هذه الكتب و يقول : يا ربّ انّ عليّا قد قضى بقضائك ، گفت : اگر بالشى بنهند مرا و من برو نشينم حكم كنم ميان أهل توراة بتوراة ايشان و اهل انجيل بانجيل ايشان و اهل زبور بزبور ايشان و اهل قرآن به قرآن ايشان تا كه مفاخرت كند هر