أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
202
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ميگويد كه : هر كه نتواند و مالك چيزى نباشد و دسترس « 1 » آن ندارد از مال و توانگرى كه بخواهد بزنى كند زنى را از زنان پارسا و مؤمنه و آزاد ؛ بايد كه از آنچه دستهاى شما مالك آن باشد از كنيزكان در نكاح خود آورد و بخواهد ازيشان آن را كه مؤمنه باشد عبد الله عباس گفت : اگر كسى استطاعت آن دارد كه بر حرّهء عقد بندد روا نباشد او را كه بر كنيزكى اختصار كند و اين مذهب شافعى است و بنزديك اصحاب ما اولى آنست كه عقد پر ستاره نكند اگر عقد كند درست باشد الّا آنست كه ترك اولى و استحباب كرده باشد ، اگر شخصى زنى آزاد دارد خواهد كه بر پرستارى عقد كند عقد موقوف اجازت زن آزاد باشد آنگه حقّ تعالى چون در پرستار قيد ايمان زد باز نمود كه شما بر حقيقت ايمان يكديگر واقف نباشيد براى آنكه ايمان تصديق بدل است و شما را بر آن اطّلاعى نباشد خداى عالمتر است بايمان شما و شما همه از يكديگريد همه از يك اصل و نسلايد و همه ظاهرا مؤمنايد امّا باشد كه پرستار بنزديك خداى بهتر بود از آزاد و ثوابش بيشتر بود ، دلخوشى آنان ميدهد كه دسترس آن ندارند كه زنان آزاد خواهند آنگه گفت : بخواهيد ايشان را بدستورى خداوندان ايشان و بايشان دهيد مزدهاى ايشان يعنى بخداوندان ايشان از بهر آنكه ايشان مالك چيزى نشوند و هر منافعى « 2 » كه حاصل شود از بنده خواجهء او را بود [ بالمعروف ] بنيكوئى يعنى بر آن قرار كه عقد بر آن بسته باشيد بىنقصانى و مطلى و عشوهء [ محصنات ] بزنى كرده ايشان را به عقد و نكاح نه زنا كنندگان و نه دوست گيرندگان ، در جاهليّت پرستاران دوست گرفتندى و خويشتن را از ديگران منع كردندى الّا از او ، آنگه گفت : [ فَإِذا أُحْصِنَّ ] چون شوهر كنند يعنى مالكان و خداوندان ايشان ايشان را به شوهر دهند ، و گفتهاند كه : مسلمان شوند آنگه فاحشه و زنا كنند بر ايشان بود نيمى از عذاب كه بر زنان آزاد بود يعنى پنجاه تازيانه چون حدّ زنان آزاد صد است [ ذلِكَ ] آن نكاح پرستاران آن را شايد كرد كه از غلبهء شهوت و زنا ترسد و صبر كردن از نكاح پرستار شما را نيكوتر و بهتر بود انس مالك گفت : از پيغمبر
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « دست رس بفتح رابع و سكون سين بىنقطه كنايت از قدرت و توانگرى و جمعيت و سامان باشد » . ( 2 ) - استعمال كلمهء « هر » با لفظ جمع مانند « هر منافع » كه در متن ملاحظه مىشود بجاى ( هر منفعت ) كه اكنون به كار ميرود در كلمات قدما فراوان است چنان كه در سابق ياد شد .