أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
198
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
را خيرى بسيار نهاده باشد و آن خير شما را صالح و نيكوتر باشد كه عالم بمصالح شما خداى است . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 20 تا 21 ] وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ( 20 ) وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً ( 21 ) اگر زنى صاحب جمال را ميديدند زن خود را بفاحشه و ناشايست نسبت ميكردند و او را ميرنجانيدند تا آنكه خود را باز ميخريدند خداى تعالى ايشان را از اين نهى كرد و گفت : اگر ميخواهيد كه زن خود را رها كنيد و زنى ديگر را در عقد آريد آنچه بدانزن دادهايد از مهر ازو باز مستانيد و اگر « 1 » آنچه به دو دادهايد مالى بسيار باشد كه اگر ازو باز ستانيد بر شما و بال باشد آيا باز مىستانيد ازيشان آن را ببهتان و بزهء هويدا و چگونه ازيشان فرا گيريد آن را و شما به يكديگر رسيدهايد و حقّ صحبت و خلوت در ميان افتاده و ايشان از شما عهدى استوار و پيمانى عظيم فرا گرفته باشند بر آنكه ايشان را بنيكوئى مىبداريد يا بنيكوئى رها كنيد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد : استوصوا بالنّساء خيرا فانّهنّ عوار فى أيديكم أخذتموهنّ بأمانة اللّه و أستحللتم فروجهنّ بكلمة اللّه . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 22 ] وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلاً ( 22 ) ابو قيس متوفّى شد و او از جملهء صالحان انصار بود پسر او قيس زن پدر خود را ميخواست ، زن گفت كه : من ترا فرزند خود ميشمرم و تو از صالحان قوم خودى پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روم و با وى مشورت كنم بنزديك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و او را بدين خبر داد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : با خانهء خود رو تا خداى تعالى چه فرمايد ؟ او برفت خداى تعالى اين آيت فرستاد و نكاح زن پدر حرام گردانيد و گفت : مخواهيد و نكاح مكنيد بر آن زنانى كه پدران شما بر ايشان نكاح كرده باشند الّا آنچه بگذشت ، و اين مبالغت است در تحريم يعنى اگر ممكن است شما را كه گذشتگان را بخواهيد شما را جز ازيشان حلال نيست چنان كه نكاح كردن ايشان ممكن نيست . آنگه گفت كه : اين هميشه فاحشه و قبيح بوده
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى ليكن در ساير نسخ : « و اگرچه » ؛ پس « اگر » بمعنى « اگرچه » است .