أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

193

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باشد اگر از شما بود و اگر از غير شما شما را از آنچه ايشان بگذارند دانگى « 1 » و نيم بود و آن زنان را بود از آنچه شما كه شوهران ايشانيد بگذاريد از تركه چون شما را فرزند نباشد دانگى « 2 » و نيم ، و اگر فرزند باشد ايشان را بود از تركهء شما سه تسو « 3 » از اصل مال پس از آنكه مال وصايت و دين ادا كنند ، از مال متوفّى اوّل كفن كنند پس آنگه اگر چيزى بماند قضاى دين كنند و وصيّت بجاى آرند آنگه آنمال كه بماند ميان وارثان قسمت كنند . [ وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ ؛ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ] . و اگر مردى كه ازو ميراث گيرند كلالهء باشد يا زنى كه از او ميراث گيرند كلالهء باشد و او را يعنى هر يكى را ازين مرد و زن برادرى يا خواهرى باشد مادرى ؛ اين تخصيص باجماع اهل البيت است ؛ هر يكى را از ايشان دانگى بود كه شش يكى باشد . شعبى گفت از ابو بكر پرسيدند كه : كلاله چه باشد ؟ - گفت بگويم ؛ اگر صواب باشد از خداى بود و اگر خطا باشد از من و از شيطان بود و خداى از آن برى بود ، هر وارثى كه نه پدر بود و نه فرزند ، چون بعهد عمر رسيد عمر را پرسيدند گفت : من شرم دارم كه مخالفت ابو بكر كنم همان گويم كه او گفت ، طاوس گفت : ما دون الولد ، امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : برادران و خواهران باشند از پدر و مادر ؛ آنان را كه در اين آيت ذكر كرده است از مادر باشند و آنان را كه در آخر سوره ذكر كرده است از پدر و مادر باشند يا از پدر ؛ على ما جاء فى اخبارنا ، پس اگر بيشتر از يكى باشند چندانكه باشند ايشان با يكديگر شريك باشند در ثلث يعنى در دو دانگ و باقى كلالهء پدرى را باشد اگر شوهر با زن مزاحمت كند نقصان بر كلالهء پدرى در شود نه بر كلالهء مادرى ، اگر كلالهء پدرى و مادرى جمع شوند مادرى را اگر يكى باشد دانگى بدهند و اگر دو باشد يا زيادت دو دانگ بدهند و

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى در هر دو مورد : « دانگ » ( بدون ياء ) . ( 2 ) - در نسخهء قديمى در هر دو مورد : « دانگ » ( بدون ياء ) . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « تسو بفتح اول و ثانى بواو كشيده مقدار و وزن چهار جو باشد و يك حصه از بيست و چهار حصهء شبانه روز كه عبارت از يك ساعت باشد ، و يك حصه از بيست و چهار حصهء چوب گز استادان خياط ، و همچنين يك حصه از بيست و چهار حصهء سير استادان بقال ؛ و معرب آن طسوج است » .