أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

189

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و حمل او بر ظاهر ميتوان كرد پس اولىتر اين بود براى آنكه جمع ميان هر دو متعذّر نيست هم چيزى بدهند و هم گفتارى نيكو بگويند يا بعضى چيزى بدهند و بعضى گفتارى نيكو بگويند ، از ورثه آنها كه بزرگ و بالغ باشند خطاب [ فَارْزُقُوهُمْ ] با ايشان باشد چيزى از نصيب خويش بديشان دهند و آنها كه خرد باشند وصىّ ايشان گويد كه : اين مال يتيمان است درين تصرّف نميتوان كردن اگر مرا بودى بدادمى ؛ عافاكم اللّه و أغناكم ، و گفته‌اند كه : آيه در وصيّت است آنگه حقّ جلّ و علا گفت : [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 9 ] وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ( 9 ) [ وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ ] نهى مىكند از آنكه مرد در وصيّت اجحاف و اضرار كند به ورثه و از ثلث تعدّى كند و گفته‌اند كه : آيت در كسانى آمده است كه ببالين محتضرى حاضر شده باشند و او را گويند : خويشتن را باش و كار خود را بساز آنچه دارى بر خويشتن ايثار كن كه خداى تعالى كار وارثان تو كفايت كند فلان را چندين ده و فلان را چندين تا عامّهء مال مستغرق كند خداى تعالى ايشان را از آن نهى كرد و گفت : بايد كه از خداى بترسند آنها كه اين سخن ميگويند و اين فعل ميكنند اگر ايشان را وفاتى باشد و فرزندان طفل و ضعيف باز گذارند بورثهء اين متوفّى همان خواهند و همان انديشند كه به فرزند خود دوست دارند بايد كه از خداى بترسند و سخن نيكو و بصواب و سلامت گويند و براى اين رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهى كرد سعد را از آنكه وصيّت كند بيشتر از ثلث و گفت : « و الثّلث كثير ، لان تدع عيالك اغنياء خير من ان تتركهم عالة » . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 10 ] إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ( 10 ) مقاتل بن حيّان گفت كه : آيت در مردى آمد از غطفان نام او مرثد بن زيد برادرش بمرد و طفلى رها كرد و مال ، طفل در حجر او بود و مال در دست او ؛ مال را بخورد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد در حقّ او و تهديد كرد او را و اگرچه آيت در شخصى معيّن آمد امّا هر كه با او مشارك بود در آن فعل ؛ وى را شامل بود ، گفت : بدرستيكه آنكسانيكه مالهاى يتيمان بظلم ميخورند بىآنكه بر سبيل قرض يا باجرت مثل بردارند چون اوليا باشند