أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
190
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بحقيقت خوردن آن مال خوردن آتش است پس ايشان در شكمهاى خود آتش ميخورند يعنى چيزى ميخورند كه خوردن آن سبب خوردن آتش خواهد بودن ايشان را ، سدّى گفت : روز قيامت خورندهء مال يتيم را برانگيزند و آتش از دهن و بينى و گوش و چشم او بيرون ميآيد چون كسى كه شكم او پر آتش باشد و اين علامتى باشد فرشتگان را كه او خورندهء مال يتيم است ، و زود بود كه ايشان يعنى خورندگان مال يتيم به آتش دوزخ سوخته شوند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 11 ] يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ( 11 ) بعضى از مفسّران گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه در جاهليّت وراثت به مردى و قوّت بودى ميراث بمردان دادندى و بزنان و كودكان ندادندى خداى تعالى اين آيت فرستاد و حكم كرد « 1 » جاهليّت باطل گردانيد جابر بن عبد الله انصارى گفت كه : آيت در باب من آمد كه بيمار بودم سخت ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بالين من آمد و من بى خود شده بودم پارهء آب بخواست و بر روى من زد ، با هوش آمدم و گفتم : يا رسول اللّه چه ميفرمائى كه در تركهء خود بجاى آرم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ نگفت خداى تعالى اين آيت فرستاد عطا گفت : سعد بن ربيع نقيب را باحد بكشتند او زنى رها كرد و دو دختر و برادرى ، برادر او جملهء مال بر گرفت و چيزى بزن و دختر نداد ، زن بشكايت پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : باز گرد ؛ باشد كه خداى تعالى در حقّ شما حكمى كند « 2 » برفت و پس از آن
--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى پس مصدر مرخم خواهد بود يعنى حكم كرد و قرار داد روزگار جاهليت و در ساير نسخ كلمهء « كرد » اصلا نيست پس حاجت بتوجيهى هم ندارد . ( 2 ) - كذا در نسخهء قديمى و در بعضى نسخ معتمده : « فرمايد » .