أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

185

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفت : هر كه او وا مىبستاند و آن روز كه ميستاند عزم كند كه با جايگاه ندهد او دزد است ، و آنكس كه او زنى كند بر مهرى و عزم كند كه آن مهر به او ندهد او زانى است . آنگه گفت كه : اگر چنان باشد كه اين زنان دل‌خوش گردانند از كاوين و بطيب نفس بشما دهند شما را حلال است بخوريد كه نوش و گوارنده باد شما را آن . مغيره بن شعبه از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرد كه گفت : چون يكى را از شما رنجى باشد بايد كه سه درم از صداق زن بخواهد و به آن انگبين بخرد و به آب باران بياميزد و بخورد تا جمع كرده باشد ميان هناءة و مراءة و شفا و بركت لقوله تعالى « فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً » و قوله تعالى « فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ » و قوله « وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً » . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 5 ] وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ( 5 ) خلاف كردند در آنكه اين سفيهان كه‌اند ؟ كه خداى تعالى نهى كرد از دادن مال بايشان ، بعضى گفتند : زنانند حضرمى گفت : آيت در حقّ مردى آمد كه او مالى داشت بزن داد تا او تلف كرد خداى تعالى اين آيت فرستاد و زنان از جملهء سفيهان سفيه‌تر باشند دليل اين تأويل قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه خلقت النّار للسفهاء ؛ يقولها ثلاثا ، ألا و إنّ السفهاء النساء ، گفت : دوزخ براى سفيهان آفريده‌اند ؛ سه بار بگفت ، آنگه گفت كه : سفيهان زنانند . زنى سياه مليح فصيح زبان بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه در حقّ ما خيرى بگوى كه همه شرّ ميگوئى ، گفت : چه گفتم ؟ - گفت : ما را سفيه خواندى ، گفت : من نخواندم خداى خواند ، فى قوله [ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ] ، گفت : يا رسول اللّه ما را ناقص خواندى ؟ - گفت : ناقص نباشيد كه در ماهى چند روز نماز نكنيد ؟ ! آنگه گفت : كفايت نيست شما را كه چون يكى از شما بار بر گيرد چندانى مزد بود او را كه كسى كه خود را در راه خداى باز بندد براى جهاد كافران ، چون بار بنهد او را مزد شهيدى بود كه در خون بگردانند او را در راه خداى ، چون كودك را شير دهد بهر جرعهء چندان مزد باشد كه يكى را از فرزندان اسماعيل كه برده كرده باشند آزاد كرده باشد ؛ آنگه