أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

183

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ايشان بديشان دهيد و اين بر سبيل توسّع و مقاربت گفت « 1 » از آنكه قريب العهد باشند بيتم چنان كه گفت : « فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ » و ايشان در آنحال كه بر وى در آمدند به سجده ساحر و كافر نبودند بل مؤمن بودند و لكن حقّ تعالى براى مقاربت حال را ساحر خواند ايشان را كه اين وصف ايشان را بمثابهء نام شده بود . آنگه گفت كه : پليد را به پاك بدل مكنيد يعنى حرام را بحلال ؛ بدانكه مالهاى ايشان كه بر شما حرام است بر گيريد و مالهاى خود را كه حلال است بجاى آن بنهيد ، و گفته‌اند كه : مراد آنست كه ايشان را عادت بود كه آنچه بهتر بود برميگرفتند و بتر بجاى مىنهادند و مالهاى ايشان با مالهاى خود مخوريد يعنى حرام با حلال مخوريد ترك حرام گيريد و بمال خود قانع شويد كه مالهاى ايشان با مالهاى خود خوردن گناهى سخت و بزرگ است و بزهء عظيم . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 3 تا 4 ] وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا ( 3 ) وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ( 4 ) در سبب نزول آيت و تفسير او مفسّران را خلاف است عروه گفت : از عايشه پرسيدم تفسير اين آيت ؟ - گفت : آن يتيمه‌اى باشد كه در حجر مردى بود چون بالغ شود مرد خواهد كه او را بزنى كند بدون مهر مثل او ، حقّ تعالى نهى كرد از آنكه او را نكاح بندد الّا بر مهر مثل ، آنگه به او آنچه خواهد جمع كند از زنان تا تمامى چهار و اين در روايات اصحاب ما آمده است گفتند كه : اين آيت متّصل است بقوله : « وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللَّاتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ . . . وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى ، الآيه » بعضى ديگر گفتند كه : مراد آنست كه اى آنان كه اولياء يتيمانيد يتيمان در حجر شمااند اگر ترسيد كه چون ايشان را عقد بنديد و بزنى كنيد در حقّ ايشان عدل كرده نشود نكاح ايشان رها كنيد و از يكديگر آنچه خواهيد بزن كنيد از يكى تا چهار ، اگر ترسيد كه نيز عدل نكنيد يكى اختيار كنيد يا بر آنچه مالك شد دستهاى شما يعنى بر پرستارى قناعت كنيد عكرمه گفت : در بدايت اسلام حصر

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد از تفسير خود به اين مطلب ببيان وافىتر كه مصنف ( ره ) آن را خلاصه كرده است اشاره نموده هر كه طالب باشد به آن كتاب رجوع كند ( ج 1 چاپ اول ص 816 ) .