أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

172

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مفسّران و قرظى « 1 » گفت : مراد قرآنست ، قتاده گفت : خداى تعالى اين معنى از مؤمنان جنّ و انس حكايت كرد از جنّيان « إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ » و از انسيان [ سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ ] ما شنوديم از منادئى كه ندا ميكرد و با ايمان ميخواند و ميگفت كه : ايمان آوريد به خدا ؛ پس ما ايمان آورديم ، اى بار خدايا گناهان ما بيامرز ، و سيّآت ما را مكفّر گردان ، و ما را با ابرار و نيكمردان وفات ده ، اى خداى ما و پروردگار ما آنچه بر زبان پيغمبران ما را وعدهء دادهء ما را كرامت كن و بما ده ، و رسوا و شرمسارمان مگردان روز قيامت ، بدرستى كه تو ميعاد را خلاف نكنى « 2 » . ثابت البنانى « 3 » روايت كرد از انس مالك كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر كه را خداى وعدهء ثواب دهد لا محال انجاز آن وعده كند و هر كرا وعدهء عقاب كند مخيّر است اگر خواهد عقاب كند و اگر خواهد نكند . عمرو بن عبيد را پرسيدند كه خدا خلف : كند ؟ - گفت : نه ، گفتند : خلف وعيد

--> ( 1 ) - در سابق اشاره كرديم كه صحيح اين كلمه « قرظى » است رج : ( 2 ص 136 همين جلد ) . ( 2 ) - ابو الفتوح - رضوان اللّه عليه - در اين مورد از تفسير خود گفته ( ج 1 چاپ اول ص 707 ) : ربنا و آتنا ، هم حكايت دعا و تضرع ايشان است كه ميگويند : بار خداى ما و پروردگار ما بده ما را آنچه بر پيغمبران وعده كردى ما را يعنى بر زبان پيغمبران على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه كقوله : و اسئل القرية اگر گويند چگونه گفتند ايشان در دعا كه : آنچه وعده كرده‌اى بر پيغمبران بده ما را به آنكه دانستند كه : خداى تعالى خلف ميعاد نكند ؟ - جواب از اين آنست كه خداى تعالى ايشان را و ما را متعبد كرده است بدعا كردن و اگرچه ما را معلوم است كه آنچه صلاح باشد خداى تعالى بكند با ما ؛ اگر دعا بكنيم و اگر نه ، چنان كه گفت : قل رب احكم بالحق ، بار خدايا حكم به حق كن و خداى تعالى حكم به حق كند اگر ما گوئيم و اگر نه و لكن ما را به اين متعبد بكرد تا ما را در اين گفتن لطف باشد و بر اين گفتن ثواب ، بعضى ديگر گفتند : لفظ دعاست و معنى خبر و تقدير آنست : و لا تخزنا لتؤتينا ما وعدتنا على السنة رسلك ، بعضى دگر گفتند : معنى آنست بار خدايا ما را از جملة آنان كن كه آنچه بر زبان پيغمبران وعده داده بدهى او را ، و بعضى دگر گفتند : مراد آنست كه : آنچه وعده كردهء بر زبان پيغمبران از نصرت و ظفر تعجيل فرماى كه ما را بحلم تو طاقت نباشد » . ( 3 ) - در قاموس گفته : « البنانة واحدة البنان و موضع و قصر و بالضم الروضة المعشبة ؛ وحى منهم ثابت البنانى و محلة بالبصرة نسبت الى بنانة ام ولد سعد بن لؤى بن غالب سكنها ثابت ايضا ) .