أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

164

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه قربانى بيارد كه آتش آن را بخورد تا نوبت به عيسى و محمّد رسد چون ايشان دعوت كنند ايمان آريد و از ايشان مطالبهء اين قربان مكنيد ، آنگه حقّ تعالى گفت كه : اى محمّد جواب ده ايشان را و بگو كه : پيش از من پيغمبرانى آمدند با حجّتها و قربانها كه آتش آن را بخورد چرا ايشان را بكشتيد چون زكريّا و يحيى عليهما السّلام و ديگر پيغمبران را كه جهودان ايشان را بكشتند اگر شما راستيگريد درين دعوى كه ميكنيد ؟ ! . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 184 ] فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ ( 184 ) آيت خطاب است با جهودان عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مراد پدران ايشانند ، و گفته‌اند كه : براى آن بايشان حوالت كرد كه ايشان راضى بودند بدانچه پدران ايشان كردند و درين آيت تسليت رسول است ازين وجه كه اينان صدق تو ميدانند و تو را تكذيب ميكنند چه عجب كه پدران ايشان صدق آن پيغمبران ميدانستند و ايشان را ميكشتند آنگه گفت : اگر تو را اى محمّد تكذيب ميكنند پيش از تو ديگر پيغمبران را تكذيب كردند كه ايشان حجّتها و كتابها آوردند عكرمه و واقدى گفتند : مراد به [ زبر ] احاديث پيشينيانست و كتابى روشن و هويدا آوردند . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 185 ] كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ ( 185 ) حقّ جلّ و علا درين آيت تقرير مىكند كه : هر كه او نفسى و جانى دارد شربت مرگ بخواهد چشيد و رقم فنا بر ناصيهء او بخواهد كشيد ، ميگويد كه : هر نفسى كه هست هر آينه جام مالامال مرگ بچشد ، بدرستى و حقيقت كه مزد شما بدانچه كرده باشيد از خير و شرّ تمام بشما رسانند پس هر كه او را از دوزخ دور گردانند و ببهشت رسانند او بمراد خود ظفر يافته بود و از مكروه رسته ، پس چون گذر همه بر مرگ است نبايد كه هيچ عاقل بزندگانى خويش مغرور شود ، و خداى تعالى ميگويد كه : نيست زندگانى دنيا الّا متاعى اندك و برخوردارى غرور و فريفتن ، گفته‌اند كه : متاع دنيا از جملهء محقّرات است كه مردمان دارند و از آن بنگزيرد « 1 » حسن بصرى گفت : كخضرة النبات و لعبة البنات ؛ چون

--> ( 1 ) - يعنى گزير و چاره نيست و هر آدمى به آن حاجت دارد .