أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
161
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مؤمنى تقى و پرهيزگار ؛ و دشمن ندارد ترا الّا منافقى بدبخت و بدكردار « 1 » . آنگه حق تعالى گفت : خداى شما را مطّلع نگرداند بر غيب و راه ندهد و ليكن از پيغمبران آن را كه خواهد برگزيند و او را اطلاع كند بر بعضى علم غيب ؛ نظيرش : فلا يظهر على غيبه أحدا الّا من ارتضى من رسول ، و گفتهاند كه : خداى محمّد را كه رسول اوست او را بر غيب اطلاع نكند و ليكن او را بنبوّت اختيار كرد ؛ و قول اوّل نيكوتر است ، از براى آنكه از جملهء معجزات رسول نوعى از اخبار غيب بود باعلام خداى او را ، پس ايمان آوريد بخداى و برسول او ؛ و اگر بخداى ايمان آوريد و ازو بترسيد و از معاصى او اجتناب كنيد شما را مزدى عظيم بود . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 180 ] وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 180 ) حقّ تعالى ميفرمايد كه : گمان مبريد به آن كسانى كه ايشان بخيلى ميكنند بدانچه خداى تعالى ايشان را داده است از فضل و نعمت خود كه آن ايشان را بهتر است بلكه ايشان را بدتر است كه حساب و و بال جمع آن بر ايشان بود و نفعش ديگران را ؛ چنان كه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام گفت : بشّر مال البخيل بحادث أو وارث ، و گفت : « البخيل مستعجل للفقر يعيش فى الدّنيا عيش الفقراء و يحاسب فى القيامة حساب الاغنياء » بخيل استعجال درويشى مىكند ؛ در دنيا زندگانيش چون زندگانى درويشان باشد و در قيامت حسابش حساب توانگران بود ، زود بود كه آنمال را كه بدان بخيلى كرده باشند آن را طوقى سازند روز قيامت و در گردن ايشان افكنند . بعضى مفسّران گفتهاند كه : روز قيامت آنان را كه منع زكات كرده باشند بيارند و خداى تعالى آنمال ايشان را مار گرداند و در گردن ايشان طوق كند تا او مغز ايشان مىخورد تا آنگه كه خداى تعالى حساب خلقان بكند آنگه او را همچنان با آن طوق بدوزخ برند . عبد الله مسعود از رسول روايت مىكند كه گفت : « ما من رجل
--> ( 1 ) - « بدكردار » در غالب نسخ كه نزد نگارنده است نيست و در بعضى نسخ اصلا حديث ترجمه نشده است .