أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
160
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
رسيد بمنبر بر آمد و خطبه كرد و حمد و ثناى خداى گفت و آنگه گفت : ما بال اقوام جهّلوني ؛ چيست مردمانرا كه مرا نميشناسند و در علم من طعن ميزنند ؟ و اگر از من بپرسند از امروز تا بقيامت ؛ ايشان را خبر دهم عبد الله بن حذافة السهمى « 1 » بر پاى خاست و گفت : يا رسول اللّه من أبى ؟ - گفت : حذافه ، عمر بن خطّاب بر پاى خاست و گفت : « رضينا باللّه ربّا ، و بالإسلام دينا ، و بالقرآن كتابا و اماما ؛ و بك نبيّا ، فاعف عنّا عفا اللّه عنك ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : فهل انتم منتهون ؟ ! آنگه از منبر به زير آمد چون عبد الله حذافه با خانه آمد مادر او راى گفت : اى پسر چرا مرا بر پيغمبر عرضه كردى ؟ - گفت : براى آنكه مردم سخنها ميگفتند خواستم كه حقيقت صحّت نسب خود بدانم . و خداى تعالى اين آيات فرستاد و گفت : هرگز نباشد كه خداى تعالى بگذارد مؤمنان راى بر آنچه شما برآنيد اى كافران و منافقان در آنچه خود راى بر آن ملتبس گردانيدهايد و بمؤمنان خود راى مشبّه كرده خداى تعالى برين ابهام رها نكند تا كه پليد از پاك جدا نكند ، مفسّران گفتهاند كه : اين تميز روز احد بود از ميان مؤمنان و منافقان كه مؤمنان با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برفتند و منافقان نرفتند ابن كيسان گفت : مراد به [ انتم ] خطاب مؤمنان راست ؛ از غيبت با خطاب عدول كرده است ، يعنى خداى تعالى مؤمنان را به اين ظاهر اسلام رها نخواهد كرد تا كه تكليف شاقّ كند از جهاد و اداى فرايض . و حق تعالى به چند علامت تميز كرده است ميان مؤمن و منافق ؛ از آن جمله قوله تعالى « وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ » مردى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : يا رسول اللّه ميترسم كه منافق باشم ، گفت : چون تنها باشى نماز كنى ؟ - گفت بلى ، گفت : برو كه منافق نهء ، منافق در نماز كردن كاهل باشد ؛ و زكات دادن را كاره ، و ديگر دوستى امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام است چنان كه اخبار متظاهر است بر آنكه پيغمبر گفت على را : « لا يحبّك الّا مؤمن تقيّ و لا يبغضك الّا منافق شقّى » دوست ندارد ترا الّا
--> ( 1 ) - در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « عبد اللّه بن حذافة بضم اوله و فتح المعجمة ابن قيس بن عدى بن سعد بن سهم بن عمرو القرشى السهمى أبو حذافة هاجرا الى الحبشة و شهد بدرا و أرسله النبى ( ص ) الى كسرى ، له احاديث انفرد له بحديث و عنه ابو وائل و سليمان بن يسار قال البغوى : مات فى خلافة عثمان » .