أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

159

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است ، اگرچه خداى تعالى براى خير ايشان كرده است اين اطالت مدّت ليكن چون ايشان خود را به آن خير نميرسانند خير در حقّ ايشان محقّق نبود آنگه استيناف كلام كرد و ابتدا كرد و گفت : ما ايشانرا مهلت از براى آن ميدهيم تا در بزه افزايند و ايشان را عذابى بود خوار كننده ، و اين لام لام غرض نيست لام عاقبت است چنان كه گفت : « فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً » بعضى مفسّران گفته‌اند كه : آيت در حقّ مشركان آمد ، ضحّاك گفت : در بنى قريظه و بنى النضير آمد . در خبرست كه يكى رسول را سؤال كرد و گفت : يا رسول اللّه أىّ النّاس خير ؟ - قال من طال عمره و حسن عمله ، گفت : از مردمان كه بهتر است يا رسول اللّه ؟ - گفت : آنكه عمرش دراز بود و عملش نيكو بود ، و گفت كه : از مردمان كه بتر است ؟ - گفت : آنكه عمرش دراز بود و عملش بد بود « 1 » عبد اللّه مسعود گفت كه : هيچكس نباشد از برّ و فاجر الّا و مرگ او را بهتر بود ؛ اگر برّ بود از مشقّت تكليف برهد و اگر فاجر بود مردمان از بلاى او برهند ؛ آنگه در حقّ نيكوكاران اين آيت بر خواند « نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ » و در حقّ فاجر بر خواند [ وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ] الآيه . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 179 ] ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 179 ) سدّى گفت : سبب نزول آيت آن بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : امّت مرا بر من عرضه كردند در صورتهائى كه ايشان بر آنند در گل چنان كه بر آدم عرضه كردند و مرا معلوم كردند كه كيست كه به من ايمان آرد و كيست كه ايمان نيارد ، منافقان گفتند : عجب از كار محمّد ، دعوى مىكند كه من آنان را كه نيستند و در كتم عدم‌اند ميدانم از ايشان كه : مؤمن كيست ، و كافر كيست ، و ما منافقان در لشكر اوايم و او احوال ما ميداند ، اين حديث بسمع رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح بمناسبت مقام اين بيت را در اينجا نيكو آورده : چه خير است در دير ماندن كسى را * كه چندانكه ماند زيادت كند شر