أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
158
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
است امّا [ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ ] از اين منع مىكند كه منافقان نگويند كه [ فَلا تَخافُوهُمْ ] از ايشان مترسيد اگر مؤمنيد پس هم بر آن وجه بود كه ابن عبّاس گفت و معنى اين بود كه از ايشان مترسيد يعنى از ابو سفيان و اصحاب او و از من بترسيد اگر مؤمنايد . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 176 تا 177 ] وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 176 ) إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 177 ) نبايد كه ترا اى محمّد دلتنگ گردانند آنان كه ايشان در كفر مىشتابند و سعى ميكنند و بر كفر حريصاند يعنى كفّار قريش يا منافقان مدينه ؛ ايشان بخداى زيانى نتوانند كرد بمسارعت ايشان در كفر و مظاهرت ايشان ، خداى تعالى ميخواهد تا ايشان را در آخرت حظّى و بهرهء ندهد براى آنكه مستحقّ آن نهاند و مراد به [ يُرِيدُ اللَّهُ ] « سيريد » باشد يعنى در قيامت ، و گفتهاند كه : مراد حكم است يعنى خداى ميخواهد تا حكم كند به آنكه ايشان را در قيامت ثوابى نباشد و ايشان را عذابى بزرگ باشد ، آيت وارد است مورد تسليت رسول از كفر ايشان ؛ و آنكه ايشان به آنچه ميكنند از مسارعت در كفر جز خويشتن را زيانى نميكنند ، آنگه گفت كه : آنان كه كفر بايمان بخريدند يعنى بدل كردند هيچ زيانى نكردهاند خداى را بلكه زيان به خود كردهاند و اسائت جز قبيح نبود ، و مضرّت بود كه حسن بود چون بر وجه تأديب و لطف بود ؛ و اگر بر وجه ظلم بود قبيح باشد ، و ايشان را كه اين معامله كردند و كفر بايمان بدل كردند عذابى باشد دردناك و دردمند . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 178 ] وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ( 178 ) و مپندار تو اى محمّد كه ما كافران را مهلت داديم و ميدهيم ايشانرا آن بهتر است و نيكوتر است يا مپندارند « 1 » كافران آنكه ما ايشانرا مهلت داديم و فرو گذاشتيم ايشانرا بهتر
--> ( 1 ) - اشاره باختلاف در قرائت است كه برخى « تحسبن » و برخى ديگر « يحسبن » خواندهاند .