أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
144
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مسجد الحرام رسيد فرود آمد و راحله بخوابانيد و سر سوى آسمان كرد و گفت : بار خدايا اين راحله و آنچه به روى است در ضمان تو است تا من بيرون آيم با من سپارى ، و در مسجد رفت چون بيرون آمد راحلهء او برده بودند ، سر سوى آسمان كرد و گفت : بار خدايا اين دزد از من چيزى ندزديد از تو دزديد گفت : نگاه كردم از سر كوه بو قبيس مردى را ديدم كه مىآمد و زمام ناقهء اعرابى بدست چپ گرفته و دست راست بريده در گردن انداخته ، اعرابى را گفت : بستان راحلهء خود با هر چه برو بود ، ما او را گفتيم : قصّهء تو چون بود ؟ - گفت : راحله ببردم چون بر سر كوه رسيدم سوارى بر آمد بر اسبى اشهب نشسته مرا گفت : اى دزد دست راست بيرون كن دست بيرون كردم دست من بر سنگى نهاد و بسنگى ديگر از من جدا كرد و در گردن من افكند و گفت : برو ، همين ساعت و راحله باعرابى سپار من بيامدم و راحله باز آوردم ، من گفتم : « سبحان من لا يضيع ودائعه و لا يخيب سائله » سبحان آنخدائى كه ودائع او ضايع نشود و سائل او خائب نماند . و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد : اگر توكّل كنيد بر خداى چنان كه بايد كرد شما را روزى دهد چنان كه مرغان را ؛ بامداد از آشيانهها بيرون آيند حوصلهها تهى و نماز شام بآشيان شوند حوصلهها پر . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 160 ] إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 160 ) آنگه حقّ تعالى بيان كرد كه : نصرت و ظفر بر دشمنان دين خداى نه بماست و بشوكت و عدّت ما بلكه آن بخداى تعالى تعلّق دارد گفت : اگر نصرت كند خداى شما را در جهان كس شما را غلبه نكند و اگر خذلان كند كه باشد كه پس از آن شما را يارى كند ؟ چون چنين است بايد كه مؤمنان اعتماد و توكّل بر خداى كنند كه نصرت و خذلان به او تعلّق دارد .