أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

118

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنكه اگر چنان كه بر فور و تعجيل با شما كردند در عزم كرّت و رجعت چنان كه رفت چون باز نيامد خداى نفرستاد و قولى ديگر آنست كه : از سر خشم بشما آيند و قول اوّل بهترست و معنى اينست كه اگر ايشان هم از اين جا و هم اين ساعت باز گردند دل مشغول مداريد كه من شما را مدد فرستم به پنج هزار فرشهء نشان كرده عمير بن اسحاق گويد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز بدر صحابهء خود را گفت كه : خود را علامت بر كنيد كه فرشتگان علامت كردند خود را بپارهء پشم سفيد كه بر بالاى ترك و كلاه نهادند ضحّاك و قتاده گفتند : پارهء پشم رنگين به پيشانى و دنبال اسبان بسته بودند علىّ بن أبي طالب عليه السّلام و عبد الله عبّاس گفتند : دستارهاى سفيد داشتند دنبال‌دار بميان كتف فرو گذاشته و گفته‌اند كه : عمامه‌هاى زرد داشتند . [ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ] . و خداى تعالى نكرد آن مدد و آن وعده را الّا از بهر آنكه تا شما را كه مؤمنانيد بشارتى باشد و دلهاى شما ساكن گردد و جزعى و فرعى نبود شما را از قلّت خود و كثرت دشمن و نصرت نيست الّا از جهت خداى عزيز و حكيم تا از عدد و مدد فرشتگان نبينى از خداى تعالى بينى كه او عزيز است و غالب و كس او را غالب نيست و حكيم است بحكمت و مصلحت نصرت كند گاه بحجّت و گاه بمدد فرشتگان و گاه بغلبه و ظفر . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 127 ] لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ ( 127 ) و خداى تعالى شما را نصرت كرد ببدر تا ببرّد طرفى از كافران كه دشمن شمااند يعنى گروهى را هلاك كند از ايشان ور كنى از اركان شرك بيران كند بقتل و اسر تا روز بدر چهل كس را از آن معروفان مشركان كشتند و چهل را اسير گرفتند يا به روى در آرد ايشان را يعنى ذليل و خوار و حقير و منهزم گرداند ايشان را ، مراد « بقطع » قتل است و به « كبت » اسر ، و گفته‌اند كه : [ أَوْ يَكْبِتَهُمْ ] معنى « او يكبدهم » تا بدل است از دال يعنى تا بر جگر زند ايشان را و برنجاند و بحزن و عداوت و خشم آرد پس آنگاه باز گردند نوميد از آنچه اميد داشته باشند از فتح و ظفر و فوز بغنيمت و مانند اين .