أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

109

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

شما را از دهنهاى ايشان ظاهر مىشود آنچه در دل دارند از دشمنى بر زبان ايشان پيدا مىشود و هم اين معنى است كه امير المؤمنين عليه السّلام گفته است : ما أضمر أحد شيئا الّا ظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه ، هيچكس هيچ چيز پنهان نكند إلّا كه آن ظاهر شود بر صفحهء روى او يا در ميان سخن او ، آنگه حقّ تعالى از دلهاى ايشان خبر داد و گفت : آنچه در دلهاى خود دارند بيشتر و بزرگتر از آنست كه بر زبان ميرانند و ما شما را هويدا گردانيديم آيات كه متضمّن صلاح شماست اگر عقل داريد از آن تجاوز نكنيد . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 119 ] ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 119 ) ميگويد كه : اينكه شما مؤمنانيد براى قرابتى و جوارى و حلفى كه ميان شما است ايشان را دوست ميداريد و ايشان شما را دوست نميدارند از بهر آنكه شما بر دين و ملّت ايشان نه‌ايد مقاتل گويد كه : مراد منافقانند كه مسلمانان ايشان را دوست ميدارند براى اظهار كلمهء اسلام و نميدانند كه در دل ايشان چيست و ايشان مسلمانان را دوست نميدارند براى مسلمانى ايشان ، قتاده گفت كه : مؤمن را بر منافق رحم آيد و اگر آن تمكين و دست كه مؤمن را بر منافق بود منافق را بر مؤمن باشد وى را مستأصل گرداند ، آنگه ميگويد كه : شما مؤمنانيد بتمامى كتاب ايمان داريد و ايمان ايشان نه چنين است ببعضى ايمان دارند و ببعضى ندارند و گفته‌اند كه : مراد بكتاب جنس است يعنى شما بكتابهاى ايشان ايمان داريد و ايشان ندارند و صفت ايشان آنست كه چون بشما ميرسند ميگويند كه : ايمان آورديم و چون از پيش شما ميروند و با يكديگر خلوت مىسازند از غايت خشم و حقد و دشمنى كه بر شما دارند انگشتان خود را بدندان ميگزند بگوى اى محمّد ايشان را كه : بميريد بر خشمى كه شما راست و اين كنايت است از آنكه خشم خود را بجاى رسانيد كه به آن مرگ خود را بآرزو خواهيد و اين امر امر حقيقى نيست لفظش صورت امر دارد و مراد امر نيست كه اگر امر بودى در حال همه هلاك شده بودندى آنگه گفت كه : خداى تعالى عالم و داناست بدانچه در