أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
99
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
او بنالد و رنجور شود جمله را دعوت كند و بخواند به بيخوابى و تب [ وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ ] و شما اى جماعت اوس و خزرج بر كنارهء دوزخ بوديد خداى تعالى شما را از آن برهانيد يعنى شما نزديك بود كه در دوزخ افتيد و از ميان شما و افتادن در دوزخ هيچ نمانده بود جز از آنكه مرگ بشما رسيدى چون كسى كه بر كنار چاهى و خندقى باشد بهر آسيبى كه با او رسد خوف آن بود كه در افتد خداى تعالى ايشان را و احوال ايشان را تشبيه كرد به حال كسى كه بر كنارهء حفرهء بود هر ساعتش خوف آن بود كه درافتد [ كَذلِكَ ] همچنين بيان كند خداى تعالى آيات خود را براى شما چه كار او بيانست نه تلبيس براى آنكه تا بود كه شما مهتدى و راه يافته شويد اينجا به راه اسلام و آنجا به راه بهشت . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 104 تا 105 ] وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 104 ) وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 105 ) بايد كه از شما جماعتى باشند كه مردمان را با نيكوئى دعوت كنند و بدعوت نيكوى فرمايند و از منكر و ناشايست باز دارند آنان كه اين كنند و اين را كار بندند ايشان مفلحان و ظفر يافتگان و فايزاناند بنصيبى تمام ، بيشتر متكلّمان برآنند كه امر معروف و نهى منكر فرض على الكفاية است و مذهب ما آنست كه فرض على الأعيان است بعضى گفتند : طريق وجوب او عقل است ، و مذهب ما آنست كه طريق وجوبش سمع است و اجماع امّت . و امر معروف و نهى منكر اگر تواند بدست كند و اگر نتواند به زبان كند و اگر نتواند بدل كند حسن بصرى روايت كند كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : هر كه او امر معروف و نهى منكر كند او در زمين خليفهء خداى باشد و خليفهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خليفهء كتاب ، مردى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : بهترين مردمان كيستند ؟ - گفت : آنان كه امر بمعروف بيشتر كنند و نهى از منكر و از خداى بترسند و صلة الرّحم بهتر كنند نعمان بشير روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : مثل فاسق در ميان قوم چنان باشد كه كشتئى بود در دريا قومى بروند و آن كشتى ببخشند و هر كسى بحصّه و نصيب خود بنشينند آنگه يكى از ايشان تبرى بردارد و به آن نصيب خود را