أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 44
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
به آنچه گفته شد مصداق اين شعر فارسى است : حريف مجلس ما خود هميشه دل ميبرد * على الخصوص كه پيرايهء برو بستند و لنعم ما قيل بالعربيّة : ما كنت أسلو و كان الورد منفردا * فكيف أسلو و عند الورد ريحان چون غرض اصلى در نشر اين اثر همانا بجنبهء تفسيرى و جهت دينى محض متعلّق است ببيان اين فائدهء تبعى فرعى بيشتر از اين نميپردازيم و به همين اشارت اكتفا ميكنيم ليكن همين قدر در عظمت اين غرض بس است كه اگر اين كتاب شريف مربوط به قرآن مجيد نميبود و عارى از جنبهء دينى و جهت معنوى ميگرديد از نقطهء نظر ادبى و جنبهء زبان و فرهنگ فارسى بايستى طبع و نشر بشود زيرا همان مقام اهمّيّت و ارزش را كه تفسير شريف ابو الفتوح از اين جنبه دارد همان جنبه را اين تفسير نيز دارد و بديهى است كه اگر در اين قبيل آثار كه از متون مهمّهء باستانى است بگوئيم كه : پايهها و ستونهاى كاخ ادبيّات فارسى بشمار ميرود ، دروغ و گزاف نگفتهايم بلكه درست و صحيح مىباشد چنان كه فردوسى نسبت بشاهنامهاش گفته : پى افكندم از نظم كاخى بلند * كه از باد و باران نيابد گزند و مرحوم خلد آشيان حاجى سيّد نصر اللّه تقوى در مقام تعبير از مدح اين قبيل آثار ميگفت كه : « اين كتب هستهء زبان فارسى است » پس بهتر آنست كه ما نيز به همان عبارت وى اكتفا كرده و بگوئيم كه : در مدح اين قبيل آثار باستانى كه اسطقسّ و هستهء زبان فارسى است حاجتى باطناب و اسهاب نيست زيرا چيزى كه مقامش اين باشد مشمول اين بيت خواهد بود : آفتاب آمد دليل آفتاب * گرد ليلت بايد از وى رخ متاب و ليس يصحّ فى الافهام شىء * اذا احتاج النّهار الى دليل نسخ جلاء الاذهان و خصائص آنها [ نسخ اين تفسير كه در كتابخانههاى عمومى طهران است ] نظر به آنكه جلاء الاذهان نسبت بتفسير ابو الفتوح كوچكتر است و با وجود اين