أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
380
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تنى را الّا بوسع و طاقت او « وسع » نام چيزيست كه واسع باشد بر مرد و مضيّق نباشد برو و گفتهاند كه : وسع دون طاقت باشد و دليل بر آنكه خداى تعالى ما را تكليف دون وسع ما كرده است آنست كه يكى از ما طاقت آن دارد كه بيش از هفده ركعت نماز بگزارد در شبانروزى ، و در سالى بيش از يك ماه روزه دارد پس خداى عزّ و جلّ ما را بدون وسع ما تكليف كرده است . سفيان عينيه گفت : لا يكلّف اللّه نفسا الّا يسرها لا عسرها و لم يكلّف طاقتها و لو كلّفها طاقتها لبلغ المجهود منها ، گفت : تكليف نكرد خداى تعالى الّا خوارى و آسانى يعنى آنچه آسانست كردن آن و تكليف نكرد هيچكس را طاقت او چه اگر تكليف طاقت كردى مكلّف برنج افتادى پس تكليف دون طاقت كرد . آنگه گفت : ما را در آنچه ميفرمائيم هيچ نفعى نيست و از آنچه نهى ميكنيم هيچ ضررى بما نرسد او راست خير و ثواب و نفع آنچه او كرده باشد و برو بود وزر و و بال و عقوبت آنچه كرده باشد ، به اين آيت هيچ عاقل را شبههء نماند در آنكه جزا بر عمل است و خداى با مكلّفان كار بر وفق عمل ايشان خواهد كرد از عدل گذشته هيچ نماند الّا فضل و از هر دو گذشته جز ظلم نماند و او جلّ جلاله منزّه است از آن و متعالى . [ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا ، رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ، وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا ، أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ] اى خداوند ما را مؤاخذه مكن اگر فراموش كنيم يا خطائى كنيم . كلبى گفت : بنى اسرائيل هر گاه كه چيزى فراموش كردندى از آنچه ايشان را فرموده بودند يا خطائى كردندى خداى تعالى طعامى يا شرابى بر ايشان حرام كردى اگر اين قول درست باشد بر وجه تغيّر مصلحت بوده باشد نه بر وجه عقوبت و گفتند كه نسيان بمعنى ترك است . ابن زيد گفت : اگر فراموش كنيم چيزى از فرايض و واجبات تو يا ارتكاب كنيم چيزى از محرّمات تو . عبد الله عمر از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : رفع عن أمّتى الخطأ و النسيان و ما استكرهوا عليه ، گفت : از امّت من برداشتهاند خطا و نسيان و آنچه ايشان را بر آن اكراه كنند ، بار خدايا بر ما منه عهدى و ميثاقى يعنى