أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

367

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه شيطان فااو اندازد او را و بزند از ديوانگى يعنى رباخورنده روز قيامت ديوانه برخيزد از گور . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : شب معراج جماعتى را ديدم شكمهاى ايشان بر آماهيده هر شكمى چند خانهء بزرگ بر رهگذر آل فرعون افتاده و آل فرعون را هر بامداد و شبانگاه بر دوزخ عرضه ميكنند چنان كه گفت : النار يعرضون عليها غدوّا و عشيّا ، ايشان مىآمدند مانند شتران مست مهار گسيخته هيچ سنگى و كلوخى و درختى پيش نيامدى الّا كه ايشان پاى برنهادندى و پست كردندى ايشان ميخواستند كه از راه ايشان برخيزند نميتوانستند و هرگه برميخواستند مىافتادند و اين قوم بامداد و شبانگاه مىآمدند و ايشان را در پاى ميگرفتند و آل فرعون ميگفتند : الّلهم لا تقم الساعة ابدا ، بار خدايا قيامت برمه‌انگيز ، من گفتم : اى جبرئيل اين افتادگان كه‌اند ؟ - گفت : اينان آنان‌اند كه در دنيا ربا خوردند [ لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ] گفتم : آل فرعون چرا ميگويند : اللّهم لا تقم الساعة ابدا ؟ - گفت : براى آنكه ايشان را وعده چنين داد كه : وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ ، و گفت كه : جماعتى را ديدم شكمهاى ايشان پر از مار ؛ چنان كه مار بيرون شكم ايشان مىشايست ديد ، گفتم : اينان كه‌اند ؟ - جبرئيل گفت : رباخوارندگان‌اند ، اين ربا خوردن ايشان بدانست كه خود را رخصت دادند و قياس كردند بر بيع كه بيع مثل رباست كه آنچه بيكدينار خريده باشند روا بود كه به دو دينار فروشند ربا نيز همچنين است يك دينار بدهند و دو دينار بازستانند بايد كه روا بود ، خداى تعالى اين قياس ايشان را بر ايشان ردّ كرد گفت : تحليل و تحريم بمصالح تعلّق دارد و شما مصالح و عواقب امور نشناسيد من شناسم ؛ بيع را حلال كردم و ربا را حرام كردم ، حلال آنست كه من حلال كنم و حرام آنست كه من حرام كنم ، پس هر كه موعظتى و پندى به او آيد از خداى تعالى و او متّعظ شود و از آن بازاستد آنچه گذشته باشد او راست يعنى هر كه توبه كند خداى تعالى اسقاط عذاب او كند و گذشتهء او با روى او نيارد و امر او و كار او با خدايست در آنچه امر كند يا نهى كند يا حرام يا حلال گرداند و گفته‌اند : مراد به « موعظت » نهى است بيانش : [ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ ] قبل النهى و امره الى اللّه بعد النّهى ؛ چون توبه كرد و بازاستاد آنچه پيش از نهى كرد او راست و كار او با خداست