أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

361

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نكنند و پند نگيرند و ندانند مگر خداوندان عقل و خرد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 270 ] وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ( 270 ) ميگويد كه هر چه نفقه كنيد و هر آنچه نذر كنيد بدرستى كه خداى تعالى ميداند و نيست كسانى را كه نفقه نكنند يا به نذر وفا نكنند از هيچ يارى و ناصرى . و گفته‌اند : خداى تعالى آن را ميداند كه آنچه نيكوتر است ميكنيد يا آنچه بدتر است از وجه حلال يا از حرام نذر ميكنيد در طاعتست يا در معصيت اگر در معصيت باشد نذر شما يا نفقهء شما ظالم باشيد و ظالمان را ناصر نباشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 271 ] إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 271 ) از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيدند كه : صدقه بسرّ اوليتر بود يا بآشكارا خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر صدقات آشكارا دهيد نيكو چيزيست آن و اگر باز پوشيده و پنهان بدرويشان دهيد آن بهتر بود شما را و بازپوشيم از شما گناهان شما را يعنى اگر پنهان دهيد گناهان شما مكفّر گردد و خداى بدانچه شما ميكنيد آگاه و داناست . در خبرست كه : صدقة السّر تطفئ الخطيئة كما يطفئ الماء النّار و تدفع سبعين بابا من البلاء ؛ گفت : صدقهء سرّ گناه را بنشاند چنان كه آب آتش را و هفتاد نوع بلا بگرداند . پيغمبر خداى گفت كه : خداى تعالى هفت كس را در زير سايهء عرش جاى دهد در روزى كه هيچ سايهء نباشد الّا سايهء عرش ، امامى عادل را و جوانى كه در طاعت خداى پرورده باشد و مرديكه او را دل به مسجد باشد و دو مرد را كه با يكديگر دوستى كنند براى خداى و مرديكه بر زنى خوبروى ظفر يابد بفساد و رها كند از بهر خداى ، و مردى كه بدست راست صدقه دهد كه دست چپ را از آن خبر نبود ، و مرديكه در خلوت خدايرا ياد كند و از ترس خداى بگريد . بيشتر علما گفته‌اند كه : آيت در باب صدقهء تطوّع است براى آنكه اجماع علماست كه اظهار زكات فريضه اوليتر بود از اخفاء سرّ « 1 » و براى نفى تهمت را تا نگويند كه فاسقست و ازو تبرّا نكنند و ديگر تا مردمان

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى « اخفاء سر » بدون عاطف ، و در ساير نسخ « اخفايش » .