أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

362

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بينند و به دو اقتدا كنند عمار دهنى از باقر عليه السّلام روايت كند كه مراد به [ إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ ] زكات فريضه است و مراد به [ إِنْ تُخْفُوها ] صدقهء تطوّع . عبد الله عباس گفت : صدقهء تطوّع در سرّ بر صدقهء آشكارا چندانى تفاوت باشد كه يكى از اين هفتاد ضعف آن باشد و صدقهء فريضه در سرّ بر علانيه بيست و پنج ضعف افزونست و همچنين در جملهء عبادتها و رسول صلى اللّه عليه و آله گفت كه : المسرّ بالقرآن كالمسرّ بالصدقة و الجاهر بالقرآن كالجاهر بالصّدقة [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 272 ] لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ( 272 ) كلبى گفت : جماعتى مسلمانان بودند كه ايشانرا خويشان و پيوستگان بودند از جهودان و با ايشان مبرّت كردندى و بر ايشان نفقه كردندى چون مسلمان شدند آن خير و برّ و صدقه بازگرفتند رسول صلى اللّه عليه و آله را گفتند : شايد كه چيزى با ايشان دهيم ؟ - خداى تعالى آيت فرستاد . سعيد جبير گفت كه : مسلمانان عادت داشتند كه صدقه بدرويشان اهل ذمّه ميدادند چون درويشان مسلمانان بسيار شدند آن را بازگرفتند خداى تعالى اين آيت فرستاد و مراد به « هدى » در آيت لطف و توفيق است و اين بخداى تعلّق دارد از اين گفت كه : نيست بر تو اى محمّد هدى و راه نمودن ايشان و ليكن خداى راه نمايد يعنى لطف كند و توفيق دهد آن را كه خواهد و هر چه نفقه ميكنيد از مال براى نفس شما است و نفقه جز براى رضاى خداى نميكنيد و هر چه نفقه كنيد از مال جزا و مكافات آن تمام بدهند شما را و بر شما هيچ ظلم نكنند و حقّ شما بنكاهند و بازنگيرند و اين آيت بدين سبب و معنى لابدّ مخصوص بود بصدقهء تطوّع براى آنكه زكات فريضه جز بمؤمنان ظاهر ستو « 1 » نتوان داد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 273 ] لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ( 273 )

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى صريحا و در ساير نسخ و تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « ظاهر ستر » .