أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

357

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مثل آنكسانى كه نفقه كنند مالهاى خود را از بهر طلب رضا و خوشنودى خداى و ثبات نفس و طيب قلب ايشان . ابن كيسان گفت : اخلاصا و توطينا لأنفسهم ، نفس خود موطّن بكنند بر آن و دل بر آن بنهند و يقين دانند كه آن ضايع نخواهد بود و عوض خواهد بود مثل ايشان چون مثل بوستانى است . [ بِرَبْوَةٍ ] به جائى بلند و استوار و راست ، اين مكان از آن تخصيص كرد كه آنچه برو برود چنان نبود كه آب بسر او در شود و چنان نبود كه آب برو نرسد . [ أَصابَها ] رسد بدين بوستان بارانى بزرگ قطره پس بدهد آن بوستان ميوهء خود دو بهره يعنى چندانكه زمينى ديگر به دو سال بر دهد آن بيكسال بدهد پس اگر بارانى بزرگ قطره به دو نرسد باران خورد قطره و ضعيف به دو رسد . زيد بن اسلم گويد : بدين صفت كه خداى تعالى گفت زمين مصر است اگر بارانش نرسد بر دهد و اگر رسد مضاعف شود ؛ اين مثلى است كه خداى تعالى زد مؤمن مخلص را در برابر منافق مرائى بزمينى نيك و بلند و راست كه برو بوستانى بود آن را بارانى رسد يا نرسد بهر حال كه هست آن را ريعى و ارتفاعى هست همچنين عمل مؤمن مخلص آن را بقيامت ثواب بود اضعافا مضاعفة اگر اندك بود و اگر بسيار و خداى تعالى بدانچه شما ميكنيد بيناست جزاى آن درخور آن دهد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 266 ] أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ( 266 ) حق تعالى براى مطابقهء معنى را چون مثل منافق مرائى بگفت بر عقب آن مثل مؤمن مخلص بگفت آنگه با سر حديث مرائى رفت و عمل و صدقهء او را مثل زد و تشبيه كرد بشخصى كه صفت او درين آيت بيان كرد و گفت : خواهد و تمنّا كند يكى از شما كه او را بوستانى بود از درختان خرما و انگور كه در زير درختان آن ميرود جويهاى آب روان و در آن بوستان او را از همه جنس ميوه باشد و پيرى به دو رسيده بود و او را