أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

334

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

داشت اگر من بخسبم آسمان و زمين كه نگاه مىدارد ؟ ! [ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ] او راست آنچه در آسمان و زمين است ملگا و ملگا و آنچه آن را مالكى نيست ملك اوست و آنچه او را مالكى ظاهر است ملك اوست براى آنكه ملك و مالك همه در ملك اواند كيست كه بنزديك او شفاعت كند كسى را مگر بفرمان او . اهل معانى گفتند كه : خداى تعالى به اين آيت دل بندگان به خود ميكشد عاجلا و آجلا چنانست كه گفت : بنده اگر راغب دنيائى دنيا مراست از من خواه و اگر اميد كرامت آخرت دارى بشفاعت شفيعى آن شفاعت بفرمان منست پس در دنيا و آخرت ترا گزير نيست از من . ميداند آنچه پيش ايشانست از كار دنيا و آنچه از پس ايشانست از كار آخرت . مقاتل گفت : آنچه از پيش ايشانست يعنى خلق عالم و فرشتگان و آنچه پس است خلق عالم بود و گفته‌اند : آنچه ميكنند و در آنند از خير و شرّ و آنچه خواهند كرد و خلقان را احاطه نبود به چيزى از علم او الّا به آنچه او خواهد يعنى از معلومات او مخلوقان هيچ ندانند الّا آنچه خداى ايشانرا بدان اطّلاع دهد و علم بمعنى معلوم بود و بمعنى عالمى بود و فراخ شد و فرا گرفت كرسىّ او آسمان و زمين را . عبد الله عباس گفت : مراد بكرسىّ علم است و دفتر علم را كرّاسه ازين گويند يعنى علم او محيط آسمانها و زمينها است و گفته‌اند : مراد بكرسى عظمت و سلطنت است . ابو موسى و سدى گفتند : كرسى حقيقى خواست و خداى تعالى كرسى را از لؤلؤ آفريده و هفت آسمان در جنب كرسى چون هفت درم است كه بر سپرى افكنند . امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : هر قايمهء از قوايم او چندانست كه هفت آسمان و زمين و كرسى در پيش عرش است و حاملان كرسى چهار فرشته‌اند هر فرشته چهار روى دارد و قدمهاى ايشان بر آن صخره نهاده كه زير هفتم زمين است يكروى ايشان چون روى آدميانست بدان روى روزى آدميان خواهند و روئى بر صورت گاو است بدان روى روزى