أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

333

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است و پاينده و [ حى ] ذاتى بود حاصل بر صفتى كه امكان آن صفت محال نبود كه عالم و قادر باشد و اين صفت خدايرا ذاتيست لفظ [ قيوم ] بناء مبالغت راست مجاهد گفت : يعنى به همه چيزى او قيام كند و تولّاى همه كارها او كند ربيع گفت : قيّوم قيّم باشد بر همه چيزى بر روزى و حفظ ، همه را روزى دهد و او نگاه دارد . انس مالك گفت : بيشتر دعاى رسول اين بود كه : يا حىّ يا قيّوم . عبد الله عباس گفت : بهترين نامهاى خداى تعالى « الحىّ القيّوم » است . و ابو امامه روايت كند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : كه مهمّترين نام خداى در سه سوره است در قرآن البقرة و آل عمران و طه عمرو بن ابى سلمه گفت : انديشه كردم هيچ اسم نديدم كه درين سه سوره بود الّا اين نامها در البقره : اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ، و در آل - عمران : اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ، و در طه : وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ . [ لا تَأْخُذُهُ ] فرا نگيرد او را خواب سبك و نه خواب تمام حسن بصرى گفت : سنه كسل باشد و نوم خواب اصم گفت : سنه غفلت باشد و نوم خواب ؛ لا يغفل و لا ينام مفسّران گفتند : سنه اوّل خواب بود كه مراد بين النائم و اليقظان باشد قديم تعالى از خود نفى كرد سنه و نوم بر سبيل تمدّح گفتند : براى آنكه آفتست و آفت برو روا نيست و تغيّر و قهر است برو روا نيست و برادر مرگست و مرگ برو روا نيست . جابر عبد الله انصارى گفت : رسول را پرسيدند كه در بهشت خواب باشد ؟ - گفت : نه براى آنكه خواب برادر مرگ باشد و در بهشت مرگ نبود ابو هريره روايت كند از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كه قوم موسى موسى را گفتند كه : هل ينام ربّك ؟ - خداى تو بخسبد ؟ - موسى گفت : بار خدايا اين قوم مىپرسند كه خواب ترا دريابد ؟ - خداى تعالى گفت : من ترا معلوم گردانم آنگه موسى را عليه السّلام يكشبانروز بيدار داشت پس از آن فرشتهء را فرستاد با او دو قاروره گفت : خداى تعالى ميفرمايد كه : اين قاروره‌ها را در دست دار امشب ، او آن را در دست نگاه ميداشت و جهد ميكرد تا خوابش نبرد عاقبت خواب برو غلبه كرد و دستهايش بهم باز آمد و قاروره‌ها برهم آمد و شكسته شد ، موسى از خواب در آمد قاروره‌ها شكسته ديد جبرئيل آمد و گفت : تو در خواب دو قاروره نگاه نميتوانى