أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

332

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

او دور دارد . در خبر است كه جماعتى صحابه در مسجد رسول صلى اللّه عليه و آله نشسته بودند و ذكر فضايل قرآن ميكردند كه كدام آيت فاضلتر است يكى گفت : آخر آيت برائت ، يكى ميگفت : كهيعص ، و يكى ميگفت : طه ، امير المؤمنين على گفت : أين أنتم من آية الكرسى من از رسول شنيدم كه گفت : اى على آدم سيّد البشر است و من سيّد العربم و لا فخر ، و سلمان سيّد فارس است و صهيب سيّد روم است و بلال سيّد حبشه است و طور سينا سيّد كوهها است و سدره سيّد درختانست و ماه‌هاى حرام سيّد ماهها است و روز آدينه سيّد ايّام است و قرآن سيّد كلامهاست و سورة البقرة سيّد قرآنست و آية الكرسى سيّد البقره است ، در آنجا پنجاه كلمه است در هر كلمهء پنجاه بركت است . عمرو بن المقدام گفت : از باقر عليه السّلام شنيدم كه گفت : هر كه آية الكرسى برخواند يك بار خداى تعالى هزار مكروه از مكاره دنيا ازو بگرداند و هزار مكروه از مكاره آخرت ازو بگرداند خوارترين مكاره دنيا درويشى بود و خوارترين مكاره آخرت عذاب گور باشد . عبد الله عون گفت : شبى در خواب ديدم كه قيامت برخاسته است و خلايق را در صعيد سياست بداشته بودند مرا بياوردند و حساب آسان بكردند و آنگه مرا ببهشت بردند و كوشكها بر من عرضه كردند كه از جمال و بهاء آن متحيّر بماندم و مرا گفتند كه : درهاى اين كوشكها بشمار بشماردم پنجاه در بود گفتند : خانه‌هايش بشمار بشمردم صد و هفتاد و پنج خانه بود مرا گفتند : اين تراست من از شادى از خواب در آمدم و خدايرا شكر كردم بامداد بنزديك محمّد بن سيرين شدم و اين خواب با وى بگفتم مرا گفت : چنان تواند بود كه تو آية الكرسى بسيار خوانى ؟ - گفتم : بلى ، چنين است و ليكن از كجا گفتى ؟ - گفت : براى آنكه اين پنجاه كلمه است و صد و پنجاه حرفست . مرا عجب آمد از حفظ و زيركى او ، آنگه مرا گفت : هر كه اين آيت بسيار خواند سكرات مرگ بر وى آسان بود . و فضايل آية الكرسى بسيار است برين قدر اكتفا كرده شد . بدانكه قديم جلّ جلاله درين آيت اثبات الهيّت خود مىكند و نفى هر چه دون اوست از آنچه نام إله بر وى نهادند بدروغ ، گفت : خداى قادر بر اصول نعم كه بكردن آن مستحقّ عبادت آمد جز يكى نيست و مستحقّ عبادت و سزاوار پرستش نيست الّا او ، زنده