أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

286

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خطا كردى ، يكى گفت : يا رسول اللّه اين مرد حانث باشد ؟ - رسول گفت : كلّا أيمان الرّماة لغو لا كفّارة فيها ، سوگند تيراندازان لغو باشد درو كفّاره نبود هر كس كه سوگند خورد بر چيزى كه كردن آن بهتر بود از كارهاى دنيا يا آخرت كه نكنم و آن كار بكند برو كفّاره نبود بنزديك ما ، و بنزديك جملهء فقها كفّاره برو لازم بود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 226 تا 227 ] لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 226 ) وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 227 ) سعيد مسيب گفت : از ضرار اهل جاهليّت آن بود كه چون مردى زنى داشتى و او را با آن زن خوش نبودى و نخواستى كه شوهرى ديگر كند سوگند خوردى كه با او نزديكى نكند و او را رها كردى نه بيوه بودى و نه شوى دار ، اين چنين ميكردند در جاهليّت و اسلام و اين اضرارى بود كه بر زنان مىكردند خداى تعالى اين آيت فرستاد و آن را اجلى پيدا كرد و گفت : مر آنكسانى را كه سوگند ميخورند و بسوگند از زنان خويش دور ميشوند ايشانراست چشم داشتن چهار ماه يعنى چهار ماه ايشان را مهلت دهند اگر بازگردند و با سر زنان خويش روند خداى تعالى آمرزنده و مهربانست گناه ايشان را بيامرزد و بر ايشان رحمت كند و اگر با سر زنان خويش نروند و عزم طلاق دادن ايشان كنند گو طلاق دهيد كه خداى تعالى شنونده و داناست ، اقوال ايشان مىشنود ضمائر ايشان ميداند . از شرائط ايلا آنست كه سوگند خورد با خداى كه با زن مقاربت نكند بر وجه اضرار كه اگر براى اصلاح كند از آن سبب كه زن كودك را شير ميدهد تا حمل پيدا نگردد و آن كودك شير زده نشود آن را حكمى نشود پس اگر بر وجه اضرار سوگند خورد زن مخيّر باشد اگر خواهد صبر كند بر اين ابدا و اگر خواهد او را به حاكم برد او را چهار ماه مهلت دهد يا طلاقش دهد يا كفّارهء سوگند بدهد و با سر مقاربت شود ، اگر امتناع كند حاكم او را حبس كند تا ازين دو كار يكى بكند و اگر طلاقش دهد در اندرون عدّه با او رجوع تواند كرد . حسن بصرى و نخعى گفتند : اگر رجوع كند برو كفّاره نباشد لقوله : [ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ] ايشان اين را بر اسقاط كفّاره حمل ميكنند و ديگران بر اسقاط عقاب قيامت .