أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
277
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خداى اين را صدقه كنم ، رسول روى ازو بگردانيد ؛ با ديگر جانب آمد و بگفت ، رسول روى ازو بگردانيد ؟ بار ديگر جانب آمد و بگفت ، رسول بخشم از دست وى بستد و بينداخت چنان كه اگر برو آمدى عضوى تباه كردى ازو و گفت : چون ميگوئى همين دارم صدقه را چه خواهى كرد . . ؟ ! آنگه گفت : يكى از شما مىآيد و جملهء مال صدقه مىكند آنگه بر درها ميگردد و سؤال مىكند افضل الصدقة ما كان عن ظهر غنى و ليبدأ احدكم به من يعول ، فاضلترين صدقه آن بود كه از سر توانگرى بود و يكى از شما بايد كه ابتدا كند به عيال خود آنگه آنچه فاضل آيد صدقه كند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 220 ] فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 220 ) عبد الله عباس گفت : بروايت عطيّه كه سبب نزول آيت آن بود كه عرب در جاهليّت كار يتيم عظيم داشتندى و مال او از مال خود دور داشتندى و با او مؤاكله و مخالطت نكردندى و اگر او را چهارپاى بودى كس بر ننشستى و خدمتكار او را كسى كار نفرمودى چون اسلام آمد حديث يتيمان از رسول پرسيدند خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اى محمّد ترا سؤال ميكنند از يتيمان و بىپدران ، بگو كه اصلاح كار و اصلاح مال ايشان بىطمعى و اجرتى و خيانتى و عوضى شما را بهتر است و مزد شما درين بيشتر است و اگر مصلحت در آن بود كه با ايشان اختلاط كنيد روا بود كه اختلاط كنيد و مال ايشان با مال خود بياميزيد كه ايشان برادران شمااند در دين ، مال ايشان را در حفظ داريد و صلاح مال ايشان جوئيد چنان كه از آن برادران خود ، و خداى تعالى مفسد را از مصلح بازداند كه كيست كه غرض او از مخالطت اصلاح است و داند كه كيست كه غرض او افساد است و تلف مال ايشان ، و اگر خداى خواستى كار بر شما سخت گردانيدى و شما را رخصت ندادى در مخالطت ايشان . ابن عباس گفت كه : حكم كردى باثم و حرج شما بتصرّف در مال ايشان كه خداى تعالى عزيز است و غالب كس دست زبر فرمان او بر نيارد آورد بقهر چون تكليف شاقّ كند و حكيم است آنچه كند بر وفق حكمت كند .