أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
265
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در ابراهيم خلاف كردند جهودان گفتند : جهود بود ترسايان گفتند ترسا بود ، خداى تعالى مؤمنان را هدايت كرد كه نه جهود بود و نه ترسا « ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً » و خداى تعالى هدايت كند و راه نمايد به راه راست آن را كه خواهد و خداى تعالى جملهء مكلّفان را خواست و هدايت كرد و هدايت از خداى الطاف و توفيق و اقدار و تمكين و ازاحت علّت و نصب ادلّه و ارسال رسل بود و اين همه با همهء مكلّفان كرده است و آنچه همه مهتدى نشدند دليل نكند كه هدايت نكرده باشد براى آنكه هدايت عامّ است و مهتدى بعضىاند چنان كه امر و نهى عامّ است ليكن مطيع و مهتدى اندك . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 214 ] أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ ( 214 ) قتاده و سدى گفتهاند كه : آيت در غزاة خندق آمد كه مسلمانان را از آن خوف و مشقّت رسيد چنان كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد : وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ، و گفتهاند كه : در جنگ احد آمد كه عبد اللّه ابىّ سلول اصحاب رسول را گفت : تا كى شما خويشتن را در تلف نهيد و جان خود را علف شمشير گردانيد ؟ - ايشان گفتند : قاتل از ما مجاهد است و مقتول شهيد ، ايشان را گفت : اين چه تمنّاى باطل است ؟ - اگر محمّد رسول حق بودى حق تعالى دشمن را برو ظفر ندادى و قتل و اسر بر اصحاب او مسلّط نكردى خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : آيا شما مىپنداريد كه به آسانى در بهشت رويد و هنوز بشما نيامده است مثل آنكسانى كه بگذشتند از پيش شما يعنى هنوز بشما نرسيده است آنچه بديشان رسيد از سختى و گرسنگى و درويشى و بيچارگى و بجنبانيدند ايشان را و بترسانيدند و ايشان مضطرب و پريشان گشتند تا كار به جائى رسيد كه رسول خداى و مؤمنانى كه با وى بودند استبطاء نصرت كردند گفتند : آخر اين نصرت خداى كى خواهد بودن ما را ؟ - تا خداى تعالى تسلّى كرد ايشان را و گفت كه : نصرت خداى شما را نزديك است . وهب منبه گفت : از ميان مكّه و طائف هفتاد پيغمبر مرده يافتند كه سبب مردن ايشان گرسنگى و سختى بود گفت كه : در كتاب بعضى حواريان خواندم كه چون خداى در بلا بر تو بگشايد شادمانه شو براى آنكه سبيل انبيا و رسل است و چون در نعمت و راحت