أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
257
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ناهموارى و درشتى كند ميان ايشان خصومت و قتال پديد آيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 207 ] وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ( 207 ) حق جلّ و علا چون ذكر منافقان كرد كه به زبان اظهار ايمان ميكردند و در دل نفاق و طغيان ميداشتند ذكر مؤمنان مىكند كه زبان ايشان با دل يكسانست آنچه به زبان ميگويند بدل تصديق آن ميكنند گفت : از مردمان كسى هست كه نفس خود را بمى - فروشد از بهر جستن رضاى خداى تعالى يعنى در چيزى كه رضاى خداى در آنست از سر جان برميخيزد چون رضاى خداى حاصل مىشود بفوات جان مضايقه نميكند و خداى تعالى مهربانست ببندگان خويش ، هر كس كه رضاى او طلبد از رأفت و رحمت او خائب نگردد . ضحاك گفت : آيت در حقّ زبير و مقداد آمد چنان كه ذكر ايشان برفت ، بعضى ديگر گفتند كه : در باب امر بمعروف و نهى منكر آمد چنان كه از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايت است كه او گفت : افضل الجهاد كلمة حقّ عند امام جائر ، فاضلترين جهاد كلمتى حق بود نزديك امير ظالم ، و هم او گفت : سيّد شهيدان روز قيامت حمزهء عبد المطّلب است و مردى كه بنزديك امامى جائر رود امر معروف و نهى منكر كند او كشته شود . عبد الله عباس گفت : آيت در شأن امير المؤمنين على بن ابى طالب آمده است و در تفسير اهل البيت همچنين است . در شب غار چون رسول از مكّه بمدينه خواست آمدن و آن شب مشركان قصد كردند كه بسراى محمّد فرو شوند و او را بكشند جبرئيل آمد و رسول را از مكر ايشان خبر داد ، رسول گفت : پس چه بايد كرد مرا ؟ - گفت : ترا ببايد رفت و على را بر جاى خود ببايد خوابانيد كه : اگر تو به روى و ترا بر جاى تو نهبينند از پى تو بيايند و ترا رنجه دارند حق تعالى ميفرمايد كه : تو برو و على را بر بستر خود بخوابان ، رسول كس فرستاد و على را بخواند و گفت : مشركان عزم كشتن من كردهاند خداى مرا ميفرمايد كه : از مكّه برو ، و ترا ميفرمايد كه : بر جاى من بخسب ، كه اگر مشركان تعرّض