أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

256

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بروئى ديگر ، كاغذوار دو روى باشند و قلم‌وار دو زبان باشند آنكس كه چنين بود دواى او بقلم و كاغذ برنيايد به نوشتن قلم متّعظ نشود بنوشتهء كاغذ مبالات نكند از صرير اقلام نه انديشد تا صليل صمصام نباشد دواء او آن بود كه در دنيا قلم‌وار به تيغش تباه كنند و در آخرت كاغذوار رويش سياه كنند . ضحاك گفت : تولّى را معنى آنست كه صار واليا چون دست يابد سعى در فساد كند وقتى كه نكند از آن نكند كه نتواند و آنچه نراند براى آن نراند كه نرود . و الظّلم من شيم النّفوس فان تجد * ذا عفّة فلعلّة لا يظلم تا رعيّت باشد گردن نرم دارد چون والى شود دست بظلم ديگران بردارد . مجاهد گفت : چون والى ظلم كند خداى تعالى بشومى ظلم او باران از آسمان بازگيرد تا حرث و نسل هلاك شود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 206 ] وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ ( 206 ) حق تعالى بيان مىكند كه صفت اين كافر منافق آنست كه چون او را گويند از خداى بترس در زمين فساد مكن و از اهلاك حرث و نسل دور باش عزّت و منعت و حميّت جاهليّت او كه در دل و دماغش باشد او را بر آن دارد كه چون نام خداى تعالى بشنود بتر كند جزاى گناه و بدى او را دوزخ بس است كه در عذاب آن مخلّد و مؤبّد مىماند و بد جائيست دوزخ و بد بستريست آتش دوزخ . عبد الله مسعود گفت كه : از جملهء كبائر آنست كه كسى را گويند كه : اتّق اللّه از خداى بترس او گويد : عليك بنفسك تو برو نفس خود را گوش‌دار . در خبرست كه امير المؤمنين على عليه السّلام درين آيت و ما بعد اين گفت : اقتتل الرّجلان و رب الكعبة ابن عباس بشنيد و ياد گرفت در عهد عمر خطّاب در مسجد رسول اين آيت ميخواندند ابن عباس گفت : اقتتل الرّجلان چنان كه شنيده بود عمر خطّاب گفت : اين سخن كه تو گفتى در اينجا چه معنى دارد ؟ - گفت : از ضمن دو آيت بوى خصومت و قتال دو كس مىآيد ، گفت : چگونه ؟ - گفت : از آن سبب كه چون يكى امر معروف و نهى منكر كند ديگرى را گويد اتّق اللّه ، از خداى بترس او چون نام خداى شنود انفت و حميّت او را بر آن دارد كه