أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

249

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ضحاك گفت : مراد بناس ابراهيم است . زهرى گفت : مراد آدم است يعنى بر سنّت آدم و طريقهء او در اداى مناسك . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 200 ] فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ ( 200 ) مفسّران گفتند كه : عرب را عادت بودى كه چون حجّ بگزاردندى بيامدندى و بنزديك كعبه باستادندى و مفاخر پدران خود ميگفتندى كه پدر من ميهمانى چنين كردى و شمشير چنين زدى و درويشان را چنين طعام دادى حق تعالى ايشان را فرمود كه ترك اين محالات گيريد و ببدل اين ترّهات ذكر من كنيد نه ذكر پدران خود كه خانه خانهء من است و نعمت نعمت من است شما و پدران شما بتمكين من ممكّن گشته‌ايد ذكر من كنيد نه ذكر پدران خويش و گفت : چون مناسك حجّ بگزاريد خداى را ياد كنيد چون ياد كردن پدران خويش و بدان قناعت مكنيد كه ذكر من چنان كنيد كه ذكر پدران خويش بلكه ذكر من بهتر و بيشتر كنيد . عبد الله عباس گفت كه : پناه با خداى دهيد و يارى ازو خواهيد چنان كه كودك خرد چون بترسد يا درماند پناه با پدر و مادر دهد . ابو الجوزا گفت كه : ازو پرسيدم معنى اين ، گفت كه : خداى را ياد كنيد چنان كه پدران خود را ، گفتم : كس باشد كه به - سالى از پدر خودش ياد نكند گفت : مراد نه اينست مراد آنست كه براى خداى خشم چنان بايد گرفت كه براى پدرت كه چون شنوى كه وى را دشنام دهند كه از مردمان كسانىاند كه همهء همّت ايشان دنياست و از خداى دنيا ميخواهند ميگويند كه بار خدايا ما را در دنيا آنچه مراد ماست بده چون مراد و همّت او دنيا باشد دنيا به او دهد و او را در آخرت هيچ نصيبى نباشد . قتاده گفت : اين در حقّ كسانى است كه همهء همّت ايشان دنيا بود ، اگر عملى كنند براى دنيا كنند و اگر سعى كنند براى دنيا بود و اگر دعا كنند از خداى دنيا خواهند اينها مردمانى دون همّت باشند از خيرات دنيا و آخرت به دنيا قناعت كرده باشند فرح و شادى ايشان به دنيا بود ؛ و فرحوا بالحياة الدّنيا ، از آن غافلند كه : الدّنيا